خانه / مقالات / دیگر موضوعات مرتبط / چرا آقای مهران مدیری سیگار کشید؟ (‌بررسی از نظر بازاریابی!)

چرا آقای مهران مدیری سیگار کشید؟ (‌بررسی از نظر بازاریابی!)

در این مقاله تصمیم به نقد آقای مهران مدیری ندارم و کاری ندارم که این عمل آقای مهران مدیری، کارگردان موفق تلویزیون جمهوری اسلامی ایران کار درستی بوده یا غلط بوده.

پس چرا این مقاله رو نوشتم؟

می‌خوام این عمل آقای مدیری رو از نظر بازاریابی، برندینگ و دنیای کسب و کار بررسی کنم!

داستان سیگار کشیدن آقای مدیری در یک نشست خبری

این قضیه مربوط به سال پیشه که تاریخ دقیق اون ۵ شهریور سال ۱۳۹۵ هست.

داستان از این قراره که آقای مهران مدیری در نشست خبری فیلم جدیدشون با نام ساعت ۵ عصر، خطاب به حضار می‌گن ایرادی نداره سیگار بکشم؟ بعد یک سیگار در میارن، روشن می‌کنن و همزمان با پاسخگویی به سوالات خبرنگاران، سیگار می‌کشن.

سیگار کشیدن مهران مدیری

سیگار کشیدن مدیری

برای مشاهده تصاویر بالا در اندازه اصلی بر روی اونها کلیک کنین

بعد از اینکه آقای مهران مدیری در نشست خبری فیلم سینمایی ساعت پنج عصر سیگار کشیدن، وب‌سایت‌ های بسیار زیادی دست به انتشار پست‌های مختلفی زدن، سایت های زرد که کم نذاشتن و به انواع مختلفی درباره آقای مدیری نوشتن.

مردم در شبکه‌های اجتماعی درباره این موضوع بحث کردن و یکی از بحث بر‌انگیزترین و جنجالی‌ترین اتفاقات سال گذشته بود.

بعضی‌ها گفتن که آقای مدیری از همین سکانس می‌خواد برای فیلم جدیدش استفاده کنه! برخی گفتن که این عمل آقای مدیری خیلی زشت بود و بدآموزی داشت و باعث شد خیلی از مردمی که سیگار نمی‌کشیدن هم به کشیدن سیگار گرایش پیدا کنن (به خصوص نوجوانان و جوانان) بعضی‌ها هم از ایشون دفاع کردن! در مطبوعات درباره این موضوع نوشته شد و …

چرا آقای مهران مدیری در نشست خبری فیلم ساعت ۵ عصر سیگار کشید؟

دلیل اول: دریافت پول به جهت تبلیغات سیگار

چند سال پیش، داشتم نگاهی به لیست فیلم‌های مرتبط با موضوع کارآفرینی و بازاریابی در سایت‌های انگلیسی زبان می‌انداختم و یکی از فیلم‌هایی که در لیست اکثر سایت‌ها موجود بود و خیلی توصیه شده بود، فیلم Thank You for Smoking (ممنونم که سیگار می‌کشی) بود که در سال ۲۰۰۵  منتشر شده.

فیلم از سیگار کشیدن شما متشکرم

ژانر فیلم کمدی-درام هست و آقای آرون اکهارت (Aaron Eckhart) از بازیگران نامدار آمریکایی و سینمای هالیوود به عنوان بازیگر نقش اول در این فیلم به ایفای نقش پرداخته.

آرون اکهارت در این فیلم «نیک نیلر» نام داره، نیک نیلر یک سخنگوی خیلی قدرتمنده که کارش سخن‌گویی و توجیه فعالیت شرکت‌های بزرگ دخانیات و قانونی و بی‌خطر جلوه دادن فعالیت اونهاست که با موجه نشون دادن کار شرکت‌های بزرگ دخانیات، سالانه جان میلیون‌ها نفر رو در دنیا می‌گیره و از این طریق پول بسیار خوبی هم به جیب می‌زنه! اسم شرکت‌شون رو هم برای لاپوشانی کردن، «مرکز مطالعات توتون و تنباكو» گذاشتن!

فیلم رو می‌شه از زوایای زیادی بررسی کرد اما چون این فیلم رو قبل از ماجرای سیگار کشیدن آقای مهران مدیری دیده بودم، به محض اینکه این خبر به گوشم خورد و ویدیوی آقای مهران مدیری رو مشاهده کردم فورا یاد این فیلمی که با همین موضوع دیده بودم افتادم.

روزانه تبلیغات زیادی برعلیه سیگار کشیدن در تلویزیون، رسانه‌های مختلف و مطبوعات انجام می‌شه و از ضررهای اون برای اطرافیان و خود شخصی که سیگار می‌کشه گفته و نوشته می‌شه، این موضوع به زیان شرکت‌های دخانیات و فروش سیگار و تنباکو یا توتون تمام می‌شه و بر روی فروش اونها تاثیر می‌ذاره، هرچند این شرکت‌ها اونقدر قدرتمند هستن و بیدی نیستن که از این باد ها بلرزن اما به هر حال این همه تبلیغ منفی علیه اونها تاثیرگذار هست.

یکی از روش‌های بازاریابی که در دنیا استفاده می‌شه اینه که مثلا یک شخص مشهور در مراسم افتتاحیه یک مکان جدید شرکت کنه مثلا یک رستوران یا یک شخص مشهور از یک محصول خاص استفاده کنه و این کار به تصور کشیده بشه.

در بخشی از فیلم «از سیگار کشیدن شما متشکرم» نشون داده شده که یکی از شرکت‌های بزرگ سیگار می‌خواد فروش خودش رو به شکل نجومی افزایش بده و این مامورت رو به نیک نیلر واگذار می‌کنه و نیک نیلر هم به دنبال راهکاری می‌گرده و به ذهنش می‌رسه که از یک بازیگر معروف استفاده کنه و در یکی از سکانس‌های یک فیلم، اون بازیگر رو در حال کشیدن سیگار نشون بده! (این کار باعث می‌شه که بسیاری افراد غیرسیگاری به سیگار کشیدن تشویق بشن) در اکثر اوقات برند خاصی روی این کار سرمایه‌گذاری می‌کنه تا فروش خودش رو افزایش بده.

در اینجا اصلا اهمیتی نداره که آیا واقعا اون بازیگر سیگاری هست یا نیست و فقط بحث معامله برای اونها اهمیت داره (شرکت و چهره) اون بازیگر یا فرد سرشناس به جهت تبلیغ، پول دریافت می‌کنه و خودش رو یک سیگاری به نمایش می‌ذاره!

ولی گاهی اوقات چند شرکت با هم همکاری می‌کنن! فقط قصد دارن که مصرف مردم رو بالا ببرن و روی برند خاصی سرمایه گذاری نمی‌کنن و در مجموع فقط هدف اینه که نیاز بیشتری ایجاد بشه و مصرف کننده‌ها افزایش پیدا کنن و بعدا از طریق بازاریابی، ایجاد کمپین‌های مختلف و تبلیغات سعی می‌کنن با هم رقابت کنن و مشتریان بیشتری رو بدست بیارن.

به نکته اصلی چند خط قبلی دقت کردین؟ بعضی شرکت‌ها برای افزایش مصرف مردم با هم همکاری می‌کنن تا هزینه کمتری برای تشویق مردم به افزایش مصرف روی دست‌شون بمونه و بعدا هر کدام به‌ صورت جداگانه کارشون رو پیش می‌برن و حتی با هم می‌جنگن و همدیگر رو تخریب می‌کنن!

افراد سیگاری بدانند و آگاه باشند که شرکت‌های ابرقدرت و چهره‌ها چه نقشه‌هایی براشون می‌کشن، در واقع سیگاری‌ها هم پول می‌دن به شرکت‌ها و چهره‌ها، هم سلامتی خودشون رو دود می‌کنن و هم در اثر از دست دادن سلامتی خودشون به دکترها پول بیشتری پرداخت می‌کنن!

پیشنهاد می‌کنم برای درک بهتر موضوع، حتما فیلم Thank You for Smoking رو ببینین. این فیلم با دوبله و زیرنویس فارسی موجوده که می‌تونین پیدا کنین و مشاهده کنین.

جالبه که من بعد از دیدن این فیلم به نکات بسیار زیادی پی‌بردم، پیش از این نمی‌دونستم که چرا پشت پاکت‌های سیگار درباره ضررهای سیگار نوشته شده و تصویری از کبد بیمار و سیاه شده کشیده شده! من همیشه برام سوال بود که چرا شرکت‌های سیگار بر علیه محصول خودشون تبلیغ می‌کنن، بعد از مشاهده فیلم متوجه شدم که در واقع اونها خودشون نمی‌خوان این کار رو انجام بدن و تحت تاثیر عواملی دست به این کار می‌زنن و یه جورایی مجبور به این کار هستن!

این یک تکنیک برای قانونی جلوه دادن فعالیت خودشون و از بین نرفتن اجازه کارشون هست! جالبه که تصویر، روی افراد سیگاری تاثیر خاصی نمی‌ذاره و حتی بسیاری از اونها به این تصویر نگاه نمی‌کنن و اگر هم نگاه کنن هیچ اهمیتی به اون نمی‌دن! بیشتر از این توضیح نمی‌دم و پیشنهاد می‌کنم فیلم رو ببینین تا خودتون متوجه بشین، من هم بعد از اینکه فیلم رو دیدم تازه یاد اون پاکت‌های سیگار و تصویر کبد روی اونها افتادم و فهمیدم که اوضاع از چه قراره!

هدف اصلی سینما و تلویزیون سرگرم کردن و سرکار گذاشتن مردم و کسب درآمد از این کار هست، پس منظورم این نیست که هر چیزی که در فیلم‌ها گفته و نشون داده می‌شه حقیقته ولی در مورد برخی فیلم‌ها و این فیلم داستان کمی متفاوته، این فیلم از اندک فیلم‌هایی هست که حقایق زیای رو در خودش جای داده و به تصویر کشیده، هر چند یک فیلم مستند نیست و کمدی-دارم هست اما در قالب این ژانر بسیاری از حقایق رو بیان کرده که با بررسی و تحقیق از منابع معتبر هم می‌تونین به همین نکات برسین و به همین حقایق پی‌ ببرین.

فیلم Thank You for Smoking 2005 علاوه بر جنبه‌های غیراخلاقیِ اقتصادی، نکات مثبتی هم داره! (البته اگر با دید متفاوت به این فیلم نگاه کنین و اون رو از فیلتر فرهنگ ایرانی و اسلامی عبور بدین) مثلا نشون می‌ده که روابط عمومی، ارتباط سازمانی و مذاکره چقدر می‌تونه در موفقیت در بازار کار موثر باشه، سخنوری عالی چقدر می‌تونه در متقاعد‌سازی موثر باشه و حتی از یک چیز بد یک چیز خوب بسازه! برندینگ، مدیریت بحران، کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی از دیگر مورادی هستن که در این فیلم جای داده شده.

یه جایی از فیلم یادمه که نیک نیلر می‌گه هر کسی یه استعدادی داره، استعداد منم حرف زدنه!

از سیگار کشیدن شما متشکرم

یک پیشنهاد خوبم اینه که بعد از اینکه این فیلم رو مشاهده کردین بیاین به این صفحه و هر برداشتی که از این فیلم داشتین رو در قسمت نظرات پایین صفحه بنویسین و درس‌هایی که از فیلم برای بازاریابی و کسب و کار گرفتین رو بنویسین و با دوستان‌تون به اشتراک بذارین.

البته همونطور که بالاتر هم گفتم این تکنیک‌ها و روش‌ها رو باید از فیلتر ایرانی-اسلامی عبور بدین تا قابل استفاده در بازار کار ایران باشه و بشه ازشون پول قانونی و حلال ساخت.

به همین سادگی، این کار آقای مدیری میلیاردها تومان تبلیغاتی که برعلیه سیگار کشیدن می‌شد رو نابود و بی تاثیر کرد، تبلیغاتی که به ضرر شرکت‌های توتون و تنباکو تمام می‌شد اما این کار آقای مدیری جلوی ضرر رو گرفت و حتی باعث افزایش فروش و سود اونها شد.

من فقط به همینا بسنده نکردم و خودم هم دست به تحقیقات در دنیای واقعی زدم تا مطمئن‌تر بشم هرچند که مطمئن بودم و نیاز به تحقیق هم نبود و اثراتش کاملا قابل پیش بینی بود، به هر حال بعد از این نشست خبری و انتشار این خبر در فضای مجازی با چند تا از فروشنده‌های خرد سیگار در شهرستان‌های مختلف صحبت کردم و از اونها پرسیدم که وضعیت فروش چند ماه گذشته شما چطوریه و همه اونها اذعان کردن که به طرز عجیبی فروش‌شون افزایش پیدا کرده!

گروهی از جامعه آقای مدیری رو قبول داشتن و کارهای ایشون رو دنبال می‌کردن و گروهی از جامعه هم طرفدار ایشون نبودن، به هر حال با این کار خلاقانه ایشون از جنبه تبلیغاتی، باعث شدن که خیلی راحت و بدون صرف هزینه‌های میلیاردی و البته با سرعت بسیار زیادی که هیچ برنامه تبلیغاتی‌ای نمی‌تونست انقدر سرعت داشته باشه، توجه اکثر مردم رو به سمت خودشون جلب کنن! هم تبلیغات سیگار، هم برند شخصی خودشون و هم تبلیغات فیلم جدیدشون و … که پایین‌تر درباره باقی موارد توضیح دادم، پیشنهاد می‌کنم مقاله رو تا انتها بخونین.

دلیل دوم: برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ

این عمل آقای مدیری من رو به یاد چند مورد دیگر هم انداخت، آقای دونالد ترامپ، آقای ریچارد برانسون و پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی یا برندآفرینی شخصی که هم معنی هستن.

آقای مهران مدیری قبلا هم بارها کارهای خلاقانه و عجیبی انجام دادن که باعث تعجب افراد زیادی شده و حواشی زیاده داشته و این ماجرا هم یکی دیگر از کارهای آقای مدیری بود.

هم می‌شه اینطور به قضیه نگاه کرد که این کار آقای مدیری به برند شخصی‌شون ضربه زده و هم باعث بهتر شدن و گسترش اون شده! به نظر من سیگار کشیدن آقای مدیری در این نشست خبری و بازتاب‌های اون بیشتر باعث محبوبیت ایشون و برند شخصی‌شون شد!

دونالد ترامپ و ریچارد برنسون دو تَن از کارآفرینان و افراد مشهوری هستن که در انجام دادن کارهای عجیب و غریب شهرت زیادی دارن و بارها برای سر زبان انداختن و گسترش برند شخصی خودشون دست به انجام کارهای عجیب و غریب زدن، وقتی این کار آقای مدیری رو دیدم اصلا تعجبی نکردم چون پیش از این بارها زندگی‌نامه افرادی چون ریچارد برنسون و دونالد ترامپ رو مطالعه کرده بودم و این کار آقای مدیری رو بی شباهت به کارهای اونها ندیدم.

چند تا از دلایل دیگر از نظر برندینگ شخصی یا پرسونال برندینگ اینها هستن:

با این حرکت، خودشون رو یک شخص با اعتماد به نفس و جسور نشون دادن، کسی که توجهی به قضاوت افراد نداره و کاری که فکر می‌کنه درسته رو انجام می‌ده و از عواقبش نمی‌ترسه.

ژست‌هایی گرفتن که باعث جذاب‌تر دیده شدن‌شون شد و عکس‌های جالبی ازشون ثبت شد.

می‌خواستن اینطور به دیگران القا کنن که شخصیت بی‌ریا و صادقی دارن و همون چیزی که هستن رو به نمایش می‌ذارن، قبلا هم سیگار می‌کشیدن و الان هم سیگار می‌کشن و نیاز به وانمود کردن جلوی دیگران و رسانه‌ها ندارن و سیگار کشیدن رو عیب نمی‌دونن.

قدرت خودشون رو به نمایش گذاشتن.

قیمت خودشون رو افزایش دادن.

دلیل سوم: استفاده بسیار عالی و حساب شده از بازاریابی چریکی و ویروسی

قبلا در مقاله بازاریابی چریکی … این موضوع رو توضیح داده بودم اما سیگار کشیدن مهران مدیری چه ارتباطی با این روش بازاریابی داره؟

چه آقای مدیری سیگار می‌کشیدن و چه سیگار نمی‌کشیدن همون سوالات توسط حضار پرسیده می‌شد و اون نشست خبری با همون کیفیت به پایان می‌رسید اما سیگار کشیدن آقای مدیری باعث انتشار سریع و بیش از حد ویدیو و تصاویر این نشست خبری، در فضای مجازی و بین مردم شد و اخبار، شایعات و حواشی زیادی به وجود آورد.

اگر آقای مدیری در این نشست خبری جلوی دوربین و حضار سیگار نمی‌کشیدن، هرگز این نشست انقدر بازتاب پیدا نمی‌کرد و نکته این موضوع در اینه که کلمات «ساعت پنج عصر» ، «ساعت ۵ عصر» ، «فیلم ساعت ۵ عصر» و «فیلم ساعت پنج عصر» و چند کلمه مشابه هم علاوه بر کلمات کلیدی سیگار کشیدن مدیری و … به دفعات زیادی در سایت‌های خبری و سایت‌های زرد نوشته شد و بین مردم تکرار شد و این فیلم از این طریق به افراد بسیار زیادی معرفی شد.

یعنی بدون اینکه بودجه تبلیغات اون فیلم رو بیشتر کنن، به صورت کاملا رایگان این کار رو با درست کردن یک جنجال انجام دادن! این یکی از روش‌های بازاریابی چریکی یا پارتیزانی هست، البته بازاریابی ویروسی هم خود به خود به این ماجرا پیوند خورد!

دلیل چهارم: تبلیغات شرکت همراه اول و برند اول مارکت

مدت‌هاست که شرکت همراه اول به عنوان اسپانسر از کارهای آقای مهران مدیری حمایت می‌کنه، مانند برنامه دور همی که اسپانسرش شرکت همراه اول هست.

همونطوری که کمی بالاتر توضیح دادم این کار آقای مدیری باعث بیش از اندازه دیده شدن این نشست خبری شد و نام اول مارکت (مرتبط با شرکت همراه اول) هم در این نشست خبری به چشم می‌خوره که اسپانسر برخی کارهای آقای مدیری هستن و اونها هم بیشتر دیده شدن و به خاطر سپرده شدن، این می‌تونه در جهت گسترش برند شرکت همراه اول و اول مارکت باشه.

نشست خبری فیلم ساعت ۵ عصر , ساعت پنج عصر

برای مشاهده تصویر بالا در اندازه اصلی رو اون کلیک کنین.

البته شرکت همراه اول داره اشتباهات زیای برای برند اول مارکت مرتکب می‌شه و هزینه زیادی روی دستش گذاشته که می‌تونست با هزینه بسیار پایینتر، نتیجه خیلی بهتری بگیره.

سعی می‌کنم در یک مقاله دیگر درباره این اشتباهات شرکت همراه اول که البته بسیاری از برندهای دیگر ایرانی هم مرتکب می‌شن توضیح بدم چون از حوصله این بحث خارجه.

دلایل متفرقه!

آقای رامبد جوان در برنامه خندوانه هم اعلام کردن که سیگاری بودن و سیگار رو کنار گذاشتن، بسیاری از بازیگران دیگر هم شروع به گفتن این موضوع کردن مثلا آقای پژمان بازغی که درباره سیگار کشیدن صحبت کردن و اینکه ترک کردن و پیشنهاد کردن که دیگران هم ترک کنن، آقای مهران غفوریان هم در برنامه خندوانه درباره این موضوع صحبت کردن، آقای سیدجواد رضویان هم درباره این موضوع در برنامه دورهمی توضیح دادن که سیگار کشیدن رو ترک کردن و …

خیلی باید ساده به این قضیه سریالی نگاه کرد که همه این عزیزان یکباره متحول شدن!

یکی از دلایل این کار بازیگران و چهره های مشهور درباره اعلام خبر ترک سیگار خودشون بعد از اینکه خبر سیگار کشیدن مهران مدیری منتشر شد این بود که از این داستان استفاده کنن برای سر زبان انداختن خودشون.

دلیل دوم اینه که می‌خواستن از آب گل‌آلود ماهی بگیرن و بگن که ببینین ما چقدر خوب هستیم که سیگار کشیدن رو ترک کردیم و به جای اینکه مثل آقای مدیری تبلیغ این کار رو انجام بدیم، داریم تبلیغ می‌کنیم برای ترک این کار! (جنگ بازاریابی و پرسونال برندینگ)

دلیل سوم اینه که بعد از اینکه آقای مدیری این کار رو انجام دادن، فشارهای زیای از برخی نهادهای کشور به بازیگران و کارگردانان و … اومد، چون این کار ایشون انتقادهای برخی مردم رو به همراه داشت و برای ماست مالی کردن این کار آقای مدیری و جلوگیری از تبعات بد اون، افراد مشهور رو کمی تحت فشار قرار دادن که در جهت خلاف این موضوع تبلیغ کنن.

و آخرین دلیل هم اینه که چه چهره‌ها درباره سیگار بد بگن چه خوب بگن در هر صورت فروش سیگار افزایش پیدا می‌کنه! 😎 چون توجه مردم بر روی این مسائل زیاد می‌شه و این یک قانون هست، مثلا بعضی‌ها می‌گن که فلان چهره مشهور این همه سال سیگار کشید و انقدر هم آدم موفق و سرشناسیه و فلان سن هم عمر کرده پس ما هم سیگار بکشیم و ضرری به ما نمی‌رسه و اگر قرار بود برسه به اونا می‌رسید و خیلی‌ها که نمی‌کشن هم نصف اینها عمر نمی‌کنن و …!

کلام آخر

من آقای مهران مدیری رو دوست دارم و اونقدر کارشون در کارگردانی فیلم درسته که حتی برای من که زیاد اهل سینما و تلویزیون و مشاهده فیلم و سریال نیستم و بیشتر اهل مطالعه هستم، مشاهده برخی آثارشون جالب، لذت بخش و سرگرم کنندست و اگر بخوام ده کارگردان موفق ایرانی رو نام ببرم، به احتمال بسیار زیاد ایشون رو اولین گزینه قرار می‌دم.

موارد دیگری بود که می‌شد در این مقاله اونها رو بررسی کرد اما کوششم این بوده که موارد مستند‌تر و با احتمال خیلی بیشتر رو بنویسم.

خیلی سخته اگر بخوام اینطور در نظر بگیرم که هیچ دلیلی پشت این کار آقای مدیری وجود نداشته و آقای مدیری خودشون هم فکر نمی‌کردن که این ماجرا انقدر بازتاب پیدا کنه! اتفاقا ایشون خیلی باهوش‌تر از این حرف‌ها هستن و کاملا آگاهانه این کار رو انجام دادن.

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت: همونطوری که در ابتدای این مقاله هم عرض کردم به هیچ وجه قصد از این مقاله این نبوده که کار آقای مدیری رو زیر سوال ببرم، حرکت ایشون رو ارزش گذاری و آسیب شناسی کنم و … این مقاله اصلا درباره این موارد نیست و موضوع این سایت هم کاملا متفاوته.

منبع تصاویر نشست خبری: www.khabaronline.ir

عکاس تصاویر نشست خبری: آقای عارف طاهرکناره

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی
بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم. سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۱۵ نظر

  1. با سلام و احترام
    مقاله بسیار عالی و تامل برانگیزی هست و واقعا جای استفاده و انتشار دارد. اگر معدود غلطهای املائی هم که در مقاله به چشم میخورد اصلاح شود منبع کاملا قابل استنادی برای بحثهای مرتبط با انواع کسب و کار میتونه باشه .

    از آقای شمسی تشکر می کنیم.

    • احمد شمسی

      سلام دوست عزیز، از نظر شما سپاسگزارم.
      اگر اون اشتباهات تایپی ای که در مقاله پیدا کردی رو می‌نوشتی، خیلی بهتر می شد، اینطوری راحت‌تر اصلاح می‌کردم. چندین بار بررسی کردم چیزی به چشمم نخورد.

  2. حالا خودت سیگاری هستی یا نه؟

  3. سلام تا سایتهای رقیب شما یه کاری انجام میدن شما همونو به سرعت انجام میدید واسه همینه همه به چشم کپی کار به شما نگاه میکنن وبسایت … اومد درباره … گفت و شما سریعا رفتین یه سوژه پیدا کردی درباره مهران مدیری و نکته بازاریابی درآوردین هیچ وقت شما خلاقیت نداشتید هیچ وقت نشده که شما در یک موضوع پرچمدار باشید و شما اول یک موضوع رو بیان کنین واسه همینه من خودم به چشم یک کپی کار به شما نگاه میکنم شما حتی اگه محتویات درون مقالات و محصولات برای خودتون باشه و خودتون مقاله بنویسید اما عین روز روشنه که اول میبینید سایتهای دیگه چیکار میکنن و بعدش همونو با تغییرات انجام میدین هیچ وقت چیز جدیدی نداشتین درود بر … بهترین سایت در زمینه بازاریابی سایت … عالیه و همیشه نوآوری داره من خیلی بهش ایمان دارم و بیشتر محصولاتشم خریدم اگه شماهم میخوای پیشرفت کنی انقدر کپی نکنین و یک نوآور باشید
    تازه من دارم میبینم که یک سری سایتها دقیقا ظاهرشون مثل سایت شما محصولات و مقالات و مشخصه که دارن از شما کپی میکنن اونا دیگه چه موجوداتین که از سایتی که خودش کپی میکنه کپی میکنن

    • احمد شمسی

      سلام آقا مسعود عزیز، از اینکه نظرت رو ثبت کردی متشکرم.
      نظر شما رو خوندم و منتشر کردم، فقط چند توصیه دوستانه به شما می‌کنم:
      ۱. انقدر راحت درباره دیگران بدگمانی نکن.
      ۲. انقدر از برداشت‌های خودت مطمئن نباش.
      ۳. به هیچ کَسی تعصب نداشته باش و از هیچ کَسی برای خودت بُت نساز و با این کار، درهای یادگیری رو به روی خودت نبند.

  4. سلام ،خسته نباشی
    واقعا مقاله مفیدی بود
    نمونه های مختلفی از این مورد توی فیلم های هالیوودی دیده بودم . مثل بطری مشروبی که سیلوستر استالونه با خودش میبرد به کلوب ها و فقط از اون بطری مشروب میخورد. و توی فیلم هم فقط از اون کلوب یه لیوان اجاره میکرد (فیلم گلوله به سر ) ، با توجه به محبوبیت زیادی که ایشون توی جهان داره بدون شک روند فروش اون شرکت هم ترکونده

  5. سلام.
    شما نقطه قوتت توانایی خیلی عالی در نوشتن هست.
    یعنی تمام مقالاتی که نوشتید و من خوندم به طور خیلی زیادی قابل فهم و با جمله بندی خوبی نوشته شده. کاملا مفهوم.
    نویسنده قابلی هستید. کمتر نویسنده دیدم مقالاتش اینقدر روون باشه.

  6. سلام و وقت بخير، محتوای مقاله نکات خوبی داشت و بدون اغماض نوشته شده بود و من متد و ر ویکرد شما به مسایل رو که همون ,واقعیت رو ببین اما متفاوت برداشت کن, رسيدم ولي بشخصه مديري رو و توانايي در اجراشو تاييد ميكنم بعضي افراد نه تنها برندن بلكه پديده ان و متاسفانه خيلي جاها حقشون خوب ادا نميشه با اجازتون ي يادي هم از عارف لرستاني عزيز ميكنم خدا رحمتشون كنه وروحش شاد باشه

    • احمد شمسی

      سلام آقا مجتبی عزیز، متشکرم
      در این مقاله کارهای آقای مدیری از جنبه هنری بررسی نشده و توانایی آقای مهران مدیری در اجرا، کارگردانی و بازیگری بسیار بالاست و غیرقابل انکار.
      در این مطلب یک کنفرانس خبری و مسائل پیرامون اون از نظر بازاریابی بررسی شده و هدف این نبوده که درباره شخصیت و هنرِ هنرمندان بحث بشه.

      • اتفاقا اين نگاه و راويه ي هنر هست كه پرسنال برندينگ رو توي موضوع بازاريابي بهش غنا ميبخشه و خاص ترش ميكنه. اینجاست که شما میتونید از واقعیت موجود، برداشتی متفاوت داشته باشید پس همچين بی ارتباط هم نیست، !!!! کافیه فقط نگاهتون رو به مسایل تغییر بدید. و اینکه اگر اشاره ای به عارف لرستانی مرحوم کردم بعضی ها هم بابت پرسنال برندیگ خودشون هزینه زیادی میکنن حتی به قیمت زندگیشون و نکته اینجاست که موضوع پرسنال برندینگ یک گره جدانشدنی با هویت اجتماعی افراد خورده همین و همین موفق باشید

        • احمد شمسی

          احتمالا درست متوجه منظور شما نشده بودم، چون راجب توانایی آقای مدیری در اجرا نوشتین و درباره آقای عارف لرستانی مرحوم، به همین خاطر من نتونستم ارتباط این موارد رو با این مقاله پیدا کنم و احتمالا من هم پاسخ درستی برای نظر شما ننوشته بودم، به هر حال متشکرم از اینکه دیدگاه خودت رو ثبت کردی و با دوستان به اشتراک گذاشتی.

  7. سلام
    نقد خیلی جالبی بود.راستش اون موقع که این خبروشنیدم اصلا فکرنمیکردم که هم چین داستان هایی میتونه پشت این حرکت مهران مدیری باشه !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کنین
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
این کتاب را بصورت کاملا رایگان دانلود کنید و بخوانید و یاد بگیرید که دانش و مهارت های خودتان را به پول و ثروت تبدیل کنید.
ایمیل شما نزد ما امانت است و در اختیار کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد