خانه / مقالات / کارآفرینی و استارت آپ / داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – مقدمه – بخش ۲

داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – مقدمه – بخش ۲

این مطلب، قسمت دوم از سری مقالات «داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده» هست که اگر هنوز بخش اول رو مطالعه نکردین، پیشنهاد می‌کنم ابتدا با کلیک بر روی این لینک اون رو مطالعه کنین.

ادامه:

جالب اینجاست که این درس فقط برای دانش آموزان هنرستان‌های کاردانش بود و دانش آموزان فنی و حرفه‌ای چنین درسی نداشتن. (البته زمان حال رو نمی‌دونم ولی تا جایی که اطلاع دارم همیشه همینطور بوده)

البته همه چیز فقط به همین یک درس ختم نمی‌شه، تعداد واحدهای درسی شاخه کاردانش خیلی کمتر از شاخه فنی و حرفه‌ای هست اما اکثر دروس تئوری مانند ریاضی، فیزیک و … در شاخه کاردانش جای خودشون رو به کارگاه‌ها، دروس عملی، مدیریت، قانون کار، کارآفرینی و … دادن.

از همین رو دانش آموزان شاخه کاردانش پس از اینکه دیپلم خودشون رو دریافت می‌کنن خیلی آماده‌تر هستن برای ورود به بازار کار و دانش آموزان فنی و حرفه‌ای کمتر این ویژگی‌ها رو دارن.

اگر هم دانش آموزان کاردانشی ادامه تحصل بدن، اکثر واحدهایی که در هنرستان پاس نکردن و نخوندن رو در ترم اول دانشگاه مقطع کاردانی چه پیوسته و چه ناپیوسته، به عنوان پیش‌نیاز می‌خونن. (ریاضی، فیزیک و …)

نهایتا وقتی مدرک دانشگاهی دریافت می‌کنن خیلی مناسب‌تر و آماده‌تر هستن برای بازار کار و کارآفرینی، چرا که علاوه بر پاس کردن تقریبا همه واحدهایی که فارغ التحصیلان شاخته فنی و حرفه‌ای هم پاس می‌کنن، کارهای عملی بیشتری انجام دادن و ذهنشون هم برای کسب درآمد و کارآفرینی و اشتغال زایی و … آماده‌تر هست.

نمونه‌ بارزش اینه که وقتی وارد دانشگاه شدم، از ابتدا نقشه‌خوانی و نقشه‌کشی سازه‌ رو به خوبی بلد بودم و با اجرای سازه‌ آشنایی خوبی داشتم و صاحب کسب و کارهایی بودم و درآمد داشتم و از قبل دیدگاه کارآفرینانه داشتم.

ولی دوستانم که از شاخه فنی و حرفه‌ای وارد دانشگاه شده بودن (حدود ۷۰ درصدشون) در این کارها بسیار ضعیف بودن و مثلا بعضی‌ها حتی نمی‌تونستن یک نقشه رو بخونن، چه برسه به اینکه بتونن نقشه صحیحی بکشن و تازه در دانشگاه بود که با نقشه کشی به صورت اصولی آشنا شدن و اکثرا هیچ کسب و کار و ‌درآمدی هم نداشتن.

اما بیشتر اونهایی که مانند من از کاردانش وارد دانشگاه شده بودن، در همه این کارها خبره بودن و هم اطلاعات خوبی داشتن و هم به صورت عملی خوب بلد بودن و علاوه بر اینها ذهنشون هم کاملا برای کارآفرینی آماده بود و صاحب کسب و کاری بودن، یا حداقل کارگری می‌کردن و به هر شکلی درآمد داشتن، نه اینکه به این فکر باشن که بیان دانشگاه و مدرک بگیرن و بعد از فارغ التحصیلی و چندین سال تازه برن دنبال یک شغل و بیمه و …

در عوض کاردانشی‌هایی هم که به دانشگاه اومده بودن، در ابتدا در دروس محاسباتی مانند ریاضی و فیزیک ضعیف‌تر بودن.

البته این موارد رو به طور کلی بیان کردم، وگرنه حتی یک دانش آموزش رشته ریاضی فیزیک هم که هیچ آشنایی‌ای با کارهای عملی نداره و از دانش آموزان فنی و حرفه‌ای هم، تئوری‌تر درس خونده، ممکنه بعدها بتونه کارآفرین خوب و موفقی بشه و کارهای عملی رو هم در حین کار یاد بگیره ولی در حالت پیشفرض اینطور هست که گفتم و بیشتر دیده شده که دانش آموزان کاردانش بهتر کارآفرینی می‌کنن و سریعتر وارد بازار کار می‌شن و اگر استخدام هم بشن، نیروهای بهتری هستن و سریعتر کار رو یاد می‌گیرن و همچنین برای کارهای عملی و اجرایی مناسب‌تر هستن.

همین درس و همین کتاب «کتاب کارآفرینی مقطع سوم دبیرستان» تونست مسیر زندگی‌ام رو به کلی عوض کنه، انگار از دل همه اون اتفاقات بد گذشته یک موهبت برای من پدیدار شده بود.

این کتاب به شدت من رو مجذوب خودش کرده بود و خیلی به اون علاقه‌مند شدم (مخصوصا قسمت‌های انتهایی کتاب که درباره تجربیات موفق کار آفرینان بود) تا جایی که نمره نهایی این درسم شد ۱۸,۷۵ و این خارق العاده بود.

البته از چندین سال قبل از اینکه با این درس آشنا بشم درباره کارآفرینی شنیده و خونده بودم و چون پیشتر روحیات کارآفرینانه داشتم و بستر ذهنی اون فراهم بود، نهایتا به این شاخه و این شرایط هدایت شده بودم.

مثلا زندگی‌نامه کارآفرینانی مانند بیل گیتس، پیر امیدیار و … رو مطالعه کرده بودم، از همون مقطع ابتدایی و کودکی کارهای مختلفی انجام می‌دادم و کسب درآمد می‌کردم و همیشه می‌خواستم روی پاهای خودم وایسم، نرم‌افزارهای کامپیوتری رو یاد می‌گرفتم، برنامه‌ نویسی می‌کردم و برنامه‌های کوچکی می‌نوشتم و دستمزد دریافت می‌کردم، طراحی سایت و وبلاگ رو بلد بودم و از چند سال قبل در اینترنت هم فعالیت جسته گریخته داشتم.

ولی دقیقا از همون زمان بود که همه چیز شکل حرفه‌ای‌‌تر و منظم‌‌تر و جدی‌تری به خودش گرفت و برجسته‌تر و نمایان‌تر شد و اون زمان، یکی از اصلی‌ترین نقاط عطف زندگی من بود و می‌شه گفت که انگار دوباره متولد شدم! چون همراه با بسیاری از اتفاقات و تغییرات دیگر هم بود که در آینده درباره اونها بیشتر توضیح می‌دم.

اون اتفاقات سال اول دبیرستان و به دنبالش اتفاقات دیگر و بعد درس کارآفرینی و گذر از اون مقاطع و چالش‌های زندگی، من رو کاملا به یک سمت دیگر هدایت کرد و تمام جنبه‌های دیگر زندگی‌ام رو هم تحت تاثیر قرار داد.

نکته جالب‌تر این بود که نمره انضباطم برای مقطع سوم دبیرستان شد ۱۷,۵۰ و این هم عالی بود چون نسبت به سال گذشته، باز هم نزدیک به دو نمره افزایش پیدا کرده بود و نسبت به سال اول دبیرستان که اختلاف زیادی داشت و همه اینها امیدوار کننده بود و انگار کمی عاقل‌تر شده بودم!

همینطور ادامه پیدا کرد و بعدها در دانشگاه هم آرام‌تر و منضبط‌تر و درس‌خون‌تر شدم.

بعدها در نمراتم انقلابی به وجود اومد و در دروسی مانند کارگاه تاسیسات برق، نقشه برداری عمومی، فن آوری ساختمان‌های فلزی، نقشه کشی فنی ساختمان، استاتیک مقدماتی، کاربرد کامپیوتر در ساختمان، تحلیل مقدماتی سازه‌ها، متره و برآورد، تونستم نمرات ۲۰ در دانشگاه کسب کنم و در دروس مبانی کامپیوتر و برنامه نویسی، آزمایشگاه فیزیک حرارت نمره ۱۹ و دروس زبان عمومی، تربیت بدنی، آشنایی با مبانی دفاع مقدس، آزمایشگاه مکانیک خاک، آزمایشگاه فیزیک مکانیک، کارگاه تاسیسات مکانیکی، نمره‌های ۱۸ تا ۱۸.۲۵ و در درس استاتیک (ایستایی ساختمان) نمره ۱۷ و الی آخر و این نمرات، کاملا با گذشته‌‌ام متفاوت بود. (البته نمرات ضعیف هم داشتم)

هرچند برای شخصی که می‌خواد کارآفرین بشه اهمیتی نداره که چقدر در مدرسه و دانشگاه، نمره‌‌های خوبی می‌گیره و مهم اینه که چقدر کارش رو درست انجام می‌ده، چقدر اطلاعاتش در حوزه کاری خودش خوبه، چقدر تجربه داره، خلاقیت به خرج می‎ده و روحیه کارآفرینانه داره، به هر حال چون درباره گذشته‌ام گفته بودم و اون نمرات ضعیف و اون رفتارها…، به همین خاطر خواستم درباره بعدش هم توضیح بدم که فکر نکنین همونطور باقی موندم. 😎

کلا یکی از ویژگی‌های مشترک اغلب کارآفرینان موفق در دنیا، همین درس نخوندن هست! (فقط الان نرین درس خوندن و ادامه تحصیل رو رها کنین و چند مدت دیگه بگین آقای شمسی گفته بود!!)

حتما نباید ترک تحصیل کنین تا کارآفرین بشین. اگر به جای هدر دادن وقت‌، از وقت‌های آزادتون به خوبی استفاده کنین و در کنار دروس دانشگاه، مطالعه غیردرسی انجام بدین و کار کنین و درآمد کسب کنین، همین‌ها هم کافیه.

به هر حال من فقط دارم حقیقت و اصل قضیه رو به شما می‌گم و می‌تونین خودتون هم تحقیق کنین و به این موضوع پی ببرین. در دنیا کارآفرینان موفقی هم داشتیم و داریم که درس خوندن و ادامه تحصیل دادن و مدارک تحصیلی بالایی گرفتن ولی ذهنشون برای کارآفرینی هم خوب کار می‌کرده و در این زمینه موفق عمل کردن.

همون کارآفرینان درس نخونی که گفتم، گاهی اوقات ۵ تا ۱۰ برابر شخصی که تا مقطع کارشناسی ارشد و دکتری ادامه تحصیل داده کتاب و مقاله می‌خونن، محصولات آموزشی تهیه می‌کنن و … در حوزه تخصصی خودشون اطلاعات‌شون به‌روز هست و هر روز هم اطلاعات خودشون رو افزایش می‌دن.

خودم فقط از سال ۸۶ به طور پیوسته و اعتیادگونه و روزانه مطالعه کردم و این رو تبدیل به یک عادت مانند مسواک زدن کردم. (قبل از سال ۸۶ به صورت جسته گریخته و کمتر بود ولی بعد از ۸۶ منظم و خیلی بیشتر شد) اگر مطالعاتی که انجام دادم، واحد‌های درسی بودن، الان چند تا مدرک دکتری داشتم.

مثلا تا مقطع کارشناسی دوستانی داشتم که فقط صد و خرده‌ای واحد درسی رو پاس کردن تا لیسانس‌شون رو دریافت کنن (عموما با نمرات و معدل معمولی) و جدای از این دروس، حتی به اندازه چهار عدد کتاب صد صفحه‌ای هم مطالعه آزاد نکردن و وقتی مدرک خودشون رو گرفتن مانند ۹۰٪ فارغ التحصیلان، همون یک مقدار مطالعه خودشون رو هم قطع کردن.

ولی مطالعه غیردرسی من از زمانی که آغاز شد هرگز قطع نشد، علاوه بر این از زمان نوجوانی وبلاگ‌نویسی می‌کردم، پول می‌گرفتم و برای دوستانم متن‌های کنفرانس‌شون رو می‌نوشتم، پایان نامه می‌نوشتم و …

فقط مطالعه سالانه من به اندازه حدود ۱۰۰ واحد درسی و شاید بیشتر هم هست و این میزان برای هر سال، به اندازه یک تا دو مقطع و مدرک دانشگاهی می‌شه. همین تعداد واحد رو معمولا دانشجویان ظرف مدت دو تا سه سال در دانشگاه می‌خونن و پاس می‌کنن!

به غیر از این میزان مطالعه، کارهای بسیاری به صورت عملی انجام می‌شه و تجربه‌های زیادی بدست میاد.

چون قبلا چندین بار در رابطه با انصراف خودم از ادامه تحصیل در دانشگاه در مقطع کارشناسی و دیگر کارآفرینان ترک تحصیلی دنیا گفته بودم، الان اینها رو توضیح دادم که بدونین ترک تحصیل به معنای متوقف کردن مطالعه نیست، بلکه گاهی اوقات باعث افزایش مطالعه می‌شه، ولی مطالعه متمرکز و مرتبط با حوزه کاری و علایق، افزایش زمان آزاد شما به دلیل رفت و آمد نکردن به دانشگاه و … پس هرگز یادگیری خودتون رو قطع نکنین.

در مقالات بعدی که ادامه این مقاله هست از همون کتاب کارآفرینی مقطع سوم دبیرستانم، اون بخش‌هایی که برام جالب‌تر بودن و بیشتر بر روی من در اون زمان تاثیر گذاشتن رو براتون می‌نویسم و درباره هر بخش شاید کمی توضیح هم اضافه کنم و در قسمت آخر این سری مقالات یک جمع‌بندی انجام می‌دم و نکات پایانی رو بیان می‌کنم.

الان تقریبا حدود ده سال از اون زمان می‌گذره و هنوز هم اون کتاب رو دارم و چون خیلی دوستش داشتم، به خوبی ازش نگه‌داری کردم.

البته خودم هم فراموش کرده بودم و چند مدت پیش به طور اتفاقی اون رو پیدا کردم و یاد اون خاطرات و تجربیاتم افتادم، همونجا بود که ایده انتشار این سری مقالات به ذهنم رسید. تصمیم گرفتم که این مقالات رو برای شما عزیزان بنویسم و درباره یکی از مقاطع فوق‌العاده تاثیرگذار و تجربیات بسیار ارزشمند در زندگی‌ام توضیح بدم.

از همین کتابی که تصاویرش رو در زیر براتون قرار دادم، بخش‌ها و داستان‌هایی رو برای شما می‌نویسم که تونست بر روی من تاثیر فوق‌العاده‌ای بذاره و باعث شد مسیر زندگیم تغییر کنه و می‌تونه به شما هم کمک بسیار زیادی بکنه، همین کتابی که تصویرش رو در زیر قرار دادم کلی خاطره تلخ و شیرین با خودش برای من به همراه داره که برخی از اونها رو برای شما در این مطلب و مطلب قبلی بازگو کردم.

چقدر جالبه که ده سال پیش با کتابی آشنا شدم که فکر نمی‌کردم انقدر زندگیم رو تغییر بده و حالا بعد از ده سال دارم درباره همون کتاب می‌نویسم و درباره همون مقطع از زندگیم می‌نویسم که زمانی برای من یک کابوس بود، ولی حالا خوشحالم که در اون شرایط قرار گرفته بودم و همون باعث شد که امروز اینجا باشم و اینها رو بنویسم.

پس یادتون باشه که اگر الان در هر شرایطی هستین نگران نباشین و نشانه‌های خداوند رو جدی بگیرین. خدا برای شما کمک می‌فرسته، فرشته نجات می‌فرسته و این شما هستین که باید اونها رو جدی بگیرین و پس نزنین.

هیچ فرقی نمی‌کنه که شما الان در چه سن و شرایطی هستین، این سری مقالات در همه شرایط می‌تونه شما رو به فکر وادار کنه و به شما کمک کنه و امیدوارم که همینطور بشه و مورد قبول شما عزیزان قرار بگیره.

هیچ‌ کسی از همون ابتدا یک کارآفرین متولد نمی‌شه. یک شخص با پرداخت بها، الگو گرفتن از کارآفرینان موفق، تلاش، صبر، عشق، مطالعه، پشتکار و درس گرفتن از اشتباهاتش تبدیل به یک کارآفرین می‌شه.

من هم می‌تونستم مثل دوستانم در اون زمان این کتاب رو پاره کنم و بندازم دور، من هم می‌تونسم کتاب رو ورق بزنم و بگم مزخرفه، ولی همین چیز کوچک و خیلی ساده رو یک روزنه امید دیدم و سعی کردم همین رو بهانه کنم.

تا اینجا مقدمه به پایان رسید. منتظر قسمت بعدی باشین …

لطفا نظرتون رو درباره این مطلب و تصمیم درباره انتشار این سری مقالات رو در زیر و در قسمت دیدگاه‌ها بنویسین.

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت:

تصویر شاخص این مطلب توسط خودم و دوربین عکاسی‌ام، در ارتفاع چند هزار متری از سطح دریا گرفته شده!

برای مشاهده تصویر اینجا کلیک کنین.

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی
بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم. سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۱۷ نظر

  1. مصطفی صالحی پور

    سلام آقای شمسی خیلی مقاله ی مفیدی بود لطفا در مقاله بعدی چند کتاب مفید معرفی کنید

    • احمد شمسی

      سلام آقا مصطفی عزیز
      خوشحالم که این مقاله مورد قبول شما قرار گرفت. ان شاء الله تا قسمت نهایی، سعی می‌کنم کتاب هم معرفی کنم.

  2. با سلام خدمت کارآفرین عزیز آقای شمسی
    وقتی این دوتا مقاله رو خوندم یاد گذشته خودم افتادم خیلی مقاله جالب و آموزنده بود
    فقط یه خورده در مورد دل دل کردن و عقب انداختن کارها بیشتر بنویسید الان بلای جان من شده دقیقا یک سال هست که میخوام سایتمو راه اندازی کنم ولی متاسفانه هنوز موفق نشدم

  3. سلام
    میشه درمورد خودتون بگید شما که اون کتاب زندگیتون رو تغییر داد الان کارتون چیه ؟ و چقدر درآمد دارید؟

    • احمد شمسی

      سلام آقا دانیال عزیز
      بله، حتما
      قبلا بارها درباره این موارد توضیح دادم و در آینده باز هم بیشتر توضیح می‌دم.
      یکی از کسب و کار ها و منابع درآمد من، همین سایتی هست که الان در اون حضور داری.

  4. چقدر جالبه با یه کتاب زندگیتون متحول شد…شما خودتونم امادگیشو داشتین وگرنه اینهمه ادم این کتابو خوندن کارافرین هم نشدن
    خیلی دوس دارم منم یه کاره ای بشم ولی خیلی تنبلم یا حداقل فعلا مشکلم اینه

    • احمد شمسی

      سلام خدمت شما کاربر گرامی.
      بله درسته. البته که فقط همین کتاب هم نبوده، اتفاقات زیادی قبل و بعد از این موضوع افتاد که بسیاری از اونها رو تا اینجا و در این مقالات توضیح دادم.
      از قبل هم با توجه به علایق، مطالعات، زندگی شخصی و … زمینه‌اش تا حدودی فراهم بوده.
      ولی این کتاب بهانه‌ای شد برای صدها کتاب بعدی و بازنگری و شروعی دوباره و تاثیر بسیار زیادی گذاشت.
      کنفوسیوس جمله جالبی داره که می‌گه:
      «مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است. مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است. خردمند نه انسان را به هدر می‌دهد نه سخن را.»
      من آمادگی‌اش رو داشتم. (البته این ذاتی نبود و ربطی به استعداد و … هم نداشت، اکتسابی بود و خودم این رو می‌خواستم)
      هر کسی از هر زمانی که بخواد می‌تونه تغییر کنه، یاد بگیره و کارآفرین بشه، به شرط اینکه بهای این تغییرات رو بپردازه، هرچند اگر در ابتدا به نظر سنگین باشه.
      برای بعضی‌ها همین حالا هم که این مقالات رو می‌خونن، بهانه ایجاد می‌شه و نشانه‌هایی فرستاده شده و از این به بعد تصمیم با اونهاست که چه کاری انجام بدن و چه تصمیمی بگیرن.

  5. سلام ایده این سری مقالات خیلی جالبه لطفا کلمه "روانه" در این جمله را اصلاح کنید:خودم فقط از سال ۸۶ به طور پیوسته و اعتیادگونه و "روانه" مطالعه کردم

    • احمد شمسی

      سلام آقا رضا عزیز
      خوشحالم که این مقالات مورد قبول شما قرار گرفت. کلمه مورد نظر اصلاح شد، خیلی ممنونم از اطلاع رسانی شما.

  6. ممنون صحبت شما به دلم نشست.

  7. لطفاً چند مورد از کسب و کارهایی را که دارید را معرفی کنید تا شاید ما هم ایده بگیریم، البته اگر ممکنه!

  8. اگه میشه نمونه های بیشتری هم برایم مثال بزنید یا اگه ممکنه برایم بفرستید

    • احمد شمسی

      سلام آقا بهروز عزیز
      چند نمونه از کسب و کار های اینترنتی که در سال‌های گذشته داشتم شامل موارد زیر هست:
      فروش محصولات آموزشی کامپیوتر، ورزشی و موسیقی، فروش آلات و لوازم جانبی موسیقی، فروش CD و DVD های بازی و انیمیشن و محصولات مشابه، فروش لوازم ورزشی، سایت تفریحی و دانلود و درآمد از تبلیغات، فروش اینترنتی قطعات کامپیوتر، تبدیل ارز، خدمات طراحی سایت و …

  9. اول ممنون از اینکه پاسخ دادید، لطفاً یه پست در همین مورد قرار دهید که کارها و فعالیت هایی که در حال حاضر امکان موفقیت خوبی دارد و جزو فعالیت های روبه توسعه هستند، توضیح دهید و برای شروع، راهنمایی کنید.
    ضمناًاگه میشه یه قسمت تماس با ما در سایت خود برای تماس مستقیم افراد با شما قرار دهید.

    • احمد شمسی

      سلام آقا بهروز، خواهش می‌کنم. متشکرم از توجه شما.
      صفحه مد نظر شما (صفحه تماس) از ابتدای راه اندازی این سایت وجود داشته و هنوز هم وجود داره! کاربران عزیز از روش‌های مختلفی می‌تونن با من در ارتباط باشن.
      در لپ تاپ ها و کامپیوترهای رومیزی، از قسمت سمت راست بالای سایت و در تلفن‌های هوشمند، تقریبا در انتهای منوی کشویی ای که از سمت راست سایت قابل باز شدن هست می‌تونی لینک صفحه تماس رو پیدا کنی.
      همچنین می‌تونی بر روی این لینک کلیک کنی و وارد این صفحه بشی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
می‌تونی این کتاب رو بصورت رایگان دانلود کنی و بخونی و یاد بگیری که از دانش و مهارت‌های خودت درآمد بسازی.
ایمیل شما نزد ما امانته و در اختیار کسی قرار نمی‌گیره
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد