خانه / مقالات / کارآفرینی و استارت‌آپ / داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۴

داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۴

برای مطالعه بخش‌ قبلی « اینجا » کلیک کنین.

۵. نداشتن حساب بانکی مستقل برای خودم

یادمه حساب بانکی‌ای داشتم که نمی‌تونستم ازش پول برداشت کنم!

خودم اصلا نمی‌تونستم از حسابم پول برداشت کنم و برداشت کننده حساب، شخص دیگری بود!

این هم یکی دیگر از مشکلات بود و باعث می‌شد که کنترلی بر روی درآمد‌های خودم نداشته باشم و وابسته باشم.

زمانی که کارم رو شروع کردم و حساب رو باز کردم، هنوز به سن قانونی و ۱۸ سال نرسیده بودم و بعدا که ۱۸ ساله شدم، خودم حساب مستقل برای خودم باز کردم. مدتی هم از حساب یکی دیگر از اعضای خانواده استفاده می‌کردم.

همین احساس عدم مالکیت و کنترل نداشتن روی درآمدها و دارایی‌های خودم حس خیلی بدی بود، البته از طرفی هم حس خیلی خوبی بود، به این دلیل که این رو به ذهنم می‌رسوند که من آدم موفقی هستم چون با این سن کمِ خودم، دارم به چیزهایی فکر می‌کنم که بزرگترها فکر می‌کنن و دارم زودتر از هم نسل‌های خودم پیشرفت می‌کنم.

۶. وقتی که اولین سفارشتم رو از فروشگاه اینترنتی مبتنی بر CubeCart دریافت کردم

دوباره فروشگاه اینترنتی‌ام رو فقط با ۱۰ یا ۲۰ عدد CD که نرم افزار و بازی و … بود راه اندازی کردم و کمی گذشت ولی از فروشگاه اینترنتی برپایه CubeCart خودم هنوز سفارشی دریافت نکرده بودم و باز هم شکست خورده بودم!

اما پس از مدتی بلاخره کشف کردم که ایرادات اصلی کارم از چه چیزی بود.

یکی از مشکلات این بود که اکثر کاربران و مردمِ آنلاینِ اون زمان (سال‌های ۸۶-۸۷) که تعدادشون هم کمتر بود (حدود  ۱۵ میلیون نفر) هنوز اعتماد کافی برای خرید اینترنتی نداشتن (خرید اینترنتی CD منظورم هست)

یک دلیل دیگرش این بود که سیستم خرید از سایتم هم به گونه‌ای بود که ابتدا خریداران باید می‌رفتن و در صف بانک می‌موندن و پول رو واریز می‌کردن و بعد سفارش رو نهایی می‌کردن تا من برای اونها از طریق پست ارسال کنم. (امکان پرداخت آنلاین در ایران وجود نداشت یا اونقدر نوپا بود و فراگیر نشده بود که هنوز باهاش آشنا نشده بودم، درگاه‌های پرداخت واسط هم از سال ۸۹ رسما در ایران آغاز به کار کردن و اون زمان هنوز به وجود نیومده بودن تا بتونم ازشون استفاده کنم) این مورد یکی بحث پرداخت و نهایی کردن سفارش، از اصلی‌ترین مشکلات بود.

البته به موارد دیگری مانند تبلیغات، سئو، بازاریابی، بازدیدکنندگان سایت، محصولات بسیار کم، حوزه کاری و … هم ربط داشت.

اون زمان هنوز با ایمیل مارکتینگ هم آشنایی نداشتم، فقط در روش‌های بازاریابی اینترنتی با سئو آشنایی داشتم. 

بعد تصمیم گرفتم که دیگه هیچ چیزی در سایت مبنی بر پرداخت مبلغ ننویسم و فقط سفارشات رو دریافت کنم و با هزینه خودم ابتدا برای اونها ارسال کنم!

یک برگه هم در بسته‌ها براشون قرار می‌دادم و از اون خبر نداشتن و پس از دریافت بسته اون رو مشاهده می‌کردن، بر روی اون برگه نوشته بودم: «لطفا مبلغ سفارش، که فلان مقدار هست رو به شماره حساب فلان واریز کنین!!»

اینطوری ترس اونها از خرید کاملا می‌ریخت و به راحتی اعتماد می‌کردن. (در واقع این من بودم که داشتم به اونها اعتماد می‌کردم، نه اونها به من!) چون اونها هیچ پولی واریز نمی‌کردن و فقط سفارش رو ثبت و دریافت می‌کردن.

این روشی بود که خودم با خلاقیت خودم و یه جورایی به اجبار در اون زمان، ابداع کرده بودم، هرچند که پر از اشکال بود و روش چندان کاملی هم نبود.

به هر حال کمی موفق شده بودم و سفارشاتی از همون فروشگاه اینترنتی مبتنی بر CubeCart دریافت می‌کردم و در کنارش یک وبلاگ هم در بلاگفا داشتم که در این قسمت درباره‌اش توضیح دادم و از اون وبلاگ هم سفارش داشتم.

۷. برخی افرادی که به راحتی سرم کلاه می‌ذاشتن!

بعد از اینکه این روش رو پیاده‌سازی کردم. «برخی» از افراد سفارشات رو دریافت می‌کردن و مبلغ سفارش رو هم هرگز برای من واریز نمی‌کردن!

البته افراد زیادی هم بودن که سریع مبلغ رو واریز می‌کردن و برخی‌ها هم با تاخیر واریز می‌کردن، اما بلاخره واریز می‌کردن و کلی معذرت خواهی هم می‌کردن بابت اینکه واریز دیر شده. ولی این معذرت‌خواهی هیچ فایده‌ و ارزشی برای من نداشت، وقتی که مثلا بعد از چند هفته یا چند ماه واریز می‌کردن!

من اون زمان اصلا شرایط خانوادگی و مالی خوبی نداشتم، با کلی امید وارد این کار شده بودم و کلی براش زحمت کشیده بودم و به هیچ‌ وجه نمی‌خواستم تسلیم بشم.

قبل از این کار، درآمد کسب می‌کردم و از مدت‌ها قبل کار می‌کردم، اما وقتی که دوباره این کار رو آغاز کردم، در زمان شروع هیچ چیزی نداشتم و کاملا جیبهام و حساب بانکی‌ام خالی بود و هر چه از قبل هم داشتم، خرج کرده بودم.

قیمت‌ CDها هم انقدر کم و ناچیز بود که شاید بر روی هر سفارش، فقط ۱۰۰۰ تا نهایتا ۷۰۰۰ تومان سود می‌کردم!

هرگز درک نکردم که چطور برخی انسان‌ها چنین کاری رو انجام می‌دادن! نمی‌دونین چقدر ناراحت می‌شدم وقتی که به شماره اون اشخاص زنگ می‌زدم و می‌دیدم که در دسترس نیستن یا وقتی می‌فهمیدن که من تماس گرفتم تا سفارش رو پیگیری کنم فورا قطع می‌کردن، نمی‌دونین اون زمان چقدر این حرکات‌شون برای من دردناک بودن.

این عذاب‌آور بود که می‌دیدم حتی برخی از افرادِ بالغ هم، چنین رفتارهای بچه‌گانه‌ای انجام می‌دن.

جالب اینه که این رفتار به خاطر نارضایتی اونها نبود، چون اونهایی که ناراضی بودن پاسخ می‌دادن (یا خودشون تماس می‌گرفتن) و می‌گفتن که ناراضی هستن و بعد رضایت اونها رو جلب می‌کردم و پول رو هم واریز می‌کردن، یا برخی اوقات که رضایت‌شون جلب نمی‌شد به اونها می‌گفتم که نمی‌خواد پول رو واریز کنین.

اون دسته‌ای که اون کارها رو انجام می‌دادن، هدفشون چیزی جز … نبود! گاهی اوقات به خاطر همین تماس‌هایی که می‌گرفتم، تمام همون سود اندک خودم رو هم از بین می‌بردم و یه چیزی هم اضافه می‌ذاشتم!

در مجموع سود داشتم و درآمدم نسبتا خوب شده بود، ولی با کار و زحمت و دردسر زیاد. البته این احساسات موقتی بودن و اکثر اوقات از کارم لذت می‌بردم، چه خوب پیش می‌رفت و چه بد، چون بی‌نهایت عاشق کارم بودم.

جالب اینجاست که با برخی‌ها تماس می‌گرفتم و می‌گفتم که جناب، این سفارش رو که برای شما ارسال کردم، پول CD دادم، پول بسته‌بندی دادم، در سرما و گرما رفتم اداره پست و برای شما پست کردم، هاست و دامین و هزینه نگهداری سایت هست، کلی زحمت کشیدم و زمان قرار دادم، الان هم که با شما تماس گرفتم و …

بعد می‌گفتن که من از کجا بدونم که این پولا رو پرداخت کردی!؟ واقعا تو اون لحظه‌ها هنگ می‌کردم. 😎

بعد من می‌گفتم شما بسته رو تحویل نگرفتی؟ کی پول اینها رو داده!؟ فکر می‌کنین اینها از کجا اومدن و درِ خونه یا محل کار به شما تحویل داده شدن!؟

بعضی‌ها‌ یادمه که می‌گفتن: می‌خواستی پول ندی و ارسال نکنی و خودت اشتباه کردی که ندیده اعتماد کردی! 😯

بعضی‌ها هم با خنده و حالت مسخره کردن می‌گفتن که آخه بنده خدا، کی گفته که ندیده به ما اعتماد کنی! 😐

عزیزانی که در حال خوندن این مطلب هستین، تصور نکنین که حالا هم شرایط به همین شکل هست.

الان همه چیز خیلی فرق کرده و بسیاری از مردم، اینترنت و خرید اینترنتی رو می‌شناسن. (برخلاف اون زمان که اکثر مردم نمی‌شناختن) الان بابابزرگ و مامان‌بزرگ‌ها هم شبانه‌روز تو تلگرام و اینترنت و … هستن. 🙂

پس این مورد باعث دلسردی شما از کسب و کار اینترنتی نشه، باعث نشه که نسبت به این زمینه بدبین بشین، بعضی از مردم اون زمان هم مقصر نبودن، بلکه شناخت کافی نداشتن. روش من هم خالی از ایراد نبود؛ خودم این راه رو برای بعضی‌ها باز کرده بودم!

به هر جهت، حالا کشور ایران، بهترین کشور دنیا برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی‌‌ در اون هست.

در مجموع به درآمد نسبتا خوبی رسیده بودم و می‌تونستم تا حدودی روی اون درآمد حساب کنم و کسب و کار اینترنتی من سودده شده بود. اما درآمد پردردسری بود و نیاز به زحمت زیادی داشت.

منتظر بخش بعدی باشین که به زودی منتشر می‌شه، من هم منتظر دیدگاه‌های شما در پایین همین مطلب هستم.

در قسمت بعدی یک یادگاری ارزشمند از سال‌های دور رو هم به شما نشون می‌دم!

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت:

تصویر شاخص این مطلب توسط خودم و دوربین عکاسی‌ام از شالیزارها، هنگامی که محصول اونها به عمل اومده و در نزدیکی غروب آفتاب و در ارتفاع حدود ۲۰۰ متری از سطح دریا گرفته شده.

برای مشاهده تصویر اینجا کلیک کنین.

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی

بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم.
سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۴ نظر

  1. سلام
    واااای چقدر سخت بوده خیلی سخت
    من واقعا تحسینتون میکنم که تو هر شرایطی ادامه دادین.آفرین

  2. منم دارم به این فکر می کنم که هر چند در شرایط سختی مثل شما قرار دارم اما هر طور شده کار خودم را شروع کنم و به امید خدا بتونم مثل شما یه انسان موفقی بشوم… ممنونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
می‌تونی این کتاب رو بصورت رایگان دانلود کنی و بخونی و یاد بگیری که از دانش و مهارت‌های خودت درآمد بسازی.
ایمیل شما نزد ما امانته و در اختیار کسی قرار نمی‌گیره
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد