خانه / مقالات / کارآفرینی و استارت آپ / داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۲

داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۲

برای مطالعه بخش‌ قبلی « اینجا » کلیک کنین. برخی مشکلاتی که اوایل بر سر راهم قرار گرفتن رو در ادامه بخونین:

۱. قطعی‌های زیاد و سرعت پایین اینترنت

اوایل با اینترنت کارتی Dial-up 56k سایت‌هام رو طراحی و مدیریت می‌کردم.

می‌تونین صدای نوستالژیک (خاطره انگیز) کانکت شدن به اینترنت توسط مودم‌های دیال آپ رو در زیر گوش کنین.

اون هم چه کانکتی!؟ چه اینترنتی!؟ هر بار فقط ۳۰ ثانیه طول می‌کشید تا به اینترنتی با حداکثر سرعتِ 56k و حداکثر سرعتِ دانلودِ ۷ کیلوبایت بر ثانیه و حداکثر سرعت آپلود کمتر از ۱ کیلوبایت بر ثانیه متصل بشم!

اگر کسی با خط تلفنی که با اون به اینترنت متصل شده بودم تماس می‌گرفت، اینترنت فورا قطع می‌شد و دوباره باید ۳۰ ثانیه منتظر می‌موندم تا به اینترنت متصل بشم!

اگر تماس نمی‌گرفت، باز هم هر چند دقیقه یک بار اینترنت قطع می‌شد و اکثر اوقات هم سرعت روی همون 56k نبود و معمولا بین ۲۰ تا ۲۴ بود، برای اتصال به اینترنت باید کارت اینترنت می‌خریدم (یک ساعته، دو ساعته و …)

البته از این نظر همیشه استان‌های تهران و اصفهان و شیراز و مشهد، از باقی استان‌ها چند سالی جلوتر بودن و در این استان‌ها مردم کمتر این مشکلات رو داشتن و تکنولوژی‌های جدید ابتدا در این استان‌ها پیاده‌سازی می‌شد و دیرتر به دست باقی مردم در استان‌های دیگر می‌رسید.

مخصوصا من که در استان گیلان زندگی می‌کردم. اون هم نه در مرکز استان، بلکه در یکی از شهرستان‌های کوچک اون. در اون زمان، اینترنت پرسرعت بسیار دیرتر از خیلی جاها به دست ما رسید.

من در گذشته چندین بار کسب و کار های اینترنتی ام رو فقط به خاطر اون وضعیت اینترنت، خودم، کاملا از بین بردم! کسب و کارهایی که مدت‌ها براش زحمت کشیده بودم و نتیجه هم داده بودن.

بعضی وقت‌ها کارگری و کارهای سنگین می‌کردم و اون کارها برام لذت‌بخش‌تر می‌شدن تا کار با اینترنت!

وضعیت اینترنت انقدر بد بود که گاهی اوقات واقعا خسته کننده می‌شد و از اون کار کاملا دست می‌کشیدم و می‌رفتم دنبال کارهای دیگه (با اینکه روحیه شکست‌ناپذیری در حد فوق‌العاده بالایی در من وجود داشت، اما باز هم کاری از دستم ساخته نبود و مجبور بودم دست بکشم، چون زیرساخت‌ها، چیزی نبودن که در کنترل من باشن)

مقاله مرتبط: درک و استفاده از قانون رهایی برای موفقیت در کسب و کار اینترنتی

اما هر بار که کمی فاصله می‌گرفتم، دوباره بر می‌گشتم، چون کِشِش و عشق عجیبی به این کار داشتم و نمی‌تونستم برای همیشه رهاش کنم و انگار که در تمام وجودم نفوذ کرده بود و عضو جدایی ناپذیری از زندگی ام شده بود. (نه فقط اینترنت، بلکه کلا کامپیوتر، برنامه‌نویسی، نرم‌افزار های مختلف، سخت‌افزار های مختلف، بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی و همه موارد مرتبط به این حوزه)

چندین سال هست که اینترنت‌هایی که در مناطق و نقاط مختلف کشور استفاده می‌کنم، اصلا قطعی و کُندی ندارن.

این واقعا نسبت به اون زمان خیلی عالیه، انگار دیگه هیچ چیزی به نام قطعی و کُندی اینترنت وجود نداره !!!

البته اون موقع در خیلی از مناطق کشور، اینترنت وضعیت خوبی نداشت و فقط برای من اینطور نبود، اما در استان‌های بزرگ و در پایتخت، وضعیت بهتر بود و در گیلان هم به دلیل شرایط جوی و باران و برف و رطوبت ۱۰۰٪ هوا! و … بدترین حالات ارتباطی برای شبکه‌های اینترنت، تلفن و … وجود داشت.

زمانی بود که مشاهده ویدیو به صورت آنلاین حتی از رویاها هم برای ما ایرانی‌ها فراتر بود (همچنین کمی قبل‌تر، برای خارجی‌ها) ولی امروزه می‌شه بدون هیچ مشکل و لگی، ویدیوهای FullHD رو هم به صورت آنلاین مشاهده کرد، گشت و گذار در سایت‌ها که به آسانی و با سرعت بسیار مناسبی صورت می‌گیره.

اون موقع مرورگرهای اینترنت هم هنوز انقدر پیشرفت نکرده بودن و اصلا کشینگ و هیستوری قوی ای نداشتن تا زمانی که اینترنت قطع می‌شد و دوباره وصل می‌شد، تمام زحماتم به هدر نره.

بارها پیش اومد که چند ساعت می‌شد تا پُستی رو آماده می‌کردم و بعد که بر روی دکمه ثبت کلیک می‌کردم یا انتشار، اینترنت قطع می‌شد و همه چیز از بین می‌رفت! نمی‌دونین اون لحظه چه حالی به آدم دست می‌ده 😎 کمی بعد راه حلی به ذهنم رسید که قبل از ارسال درخواست، کدهای مطلب رو کپی کنم و در کلیپ بورد نگه دارم!

امروزه هم مرورگرها، کشینگ و هیستوری پیشرفته دارن، هم اکثر نرم افزار های آفلاین و یا تحت‌وب و اکثر CMS‌ها، مجهز به فناوری AutoSave یا ذخیره خودکار هستن که هر چند لحظه (ثانیه یا دقیقه) تا هر جایی که کار رو انجام دادین، سیو یا ذخیره می‌شه و با قطعی اینترنت یا برق هم هیچ اتفاق بدی نمیوفته و زحمات شما به هدر نمی‌ره.

بعد از دیال آپ، از اینترنت Wireless استفاده می‌کردم که اون هم خیلی چنگی به دل نمی‌زد و فقط کمی سرعتش بالاتر از دیال آپ بود و سر و صدایی نداشت، بعد اینترنت ADSL اومد که بهتر بود.

البته چند سال طول کشید تا همون اینترنت‌های ADSL هم پایدار و مطلوب بشن و بعد 3G و 4G و 4.5G هم اومد و حالا وضعیت اینترنت در اکثر نقاط کشور مطلوبه.

اینترنت، یکی از اصلی‌ترین و جدی‌ترین مشکلات من در اون زمان‌ها بود. (به دلایلی امکان نقل مکان هم نداشتم) همون اینترنت ذغالی! باعث می‌شد که کارهام به کُندی پیش برن، نتونم بسیاری از ایده‌هام رو عملی کنم و نتونم تغییراتی که دوست داشتم رو به سرعت ایجاد کنم.

هزاران نفر بودن که مثل من به دنبال این کارها در بسیاری از نقاط ایران بودن، اما با مشاهده همین مشکلات و شرایط، تسلیم شدن و ادامه ندادن (برخی آشنایان و افرادی که ازشون خبر داشتم و با هم در ارتباطِ کاری بودیم)

من هرگز تسلیم شرایط نشدم و نذاشتم که شرایط برای من تصمیم بگیره و آینده من رو تعیین کنه، هر طور که بود کارم رو پیش می‌بردم، چون دیوانه وار عاشق کارم و کامپیوتر بودم.

همیشه نسبت به آینده خوشبین بودم.

/ ادامه داره … «پایان قسمت ۶ – بخش ۲»

در مقاله بعدی باز هم درباره قسمت‌های بسیار تلخ و شیرین بخشی از زندگی و یکی از داستان‌های مرتبط با کسب و کار های اینترنتی خودم توضیح می‌دم.

امیدوارم که پسندیده باشین، منتظر نظرات خوب و ارزشمند شما هستم.

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت:

تصویر شاخص این مطلب توسط خودم و دوربین موبایلم گرفته شده. برای مشاهده تصویر اینجا کلیک کنین.

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی
بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم. سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۶ نظر

  1. ممنون از اینکه تجربیات خودتان را در اختیار ما قرار می دهید.

  2. ممنون از اینکه تجربیاتتون رو میزارید.
    منم اون موقع های اینترنت یادمه من ۱۲ یا ۱۳ سالم بود . ولی با همون نت زغالی خیلی کیف میداد.هی کارت اینترنت تموم میشد همشم صدا میداد شب قطع میشد میترسیدم همه بیدار شن با صداش.لبتاب و موبایل هم نداشتیم کامپیوتر وسط راه بود من نصف شب به سختی بیدار میموندم مامان بابام هی میگفتن بخواب و پدرمم دقیقا بغل کامپیوتر میخوابید .البته من یا فیلم کره ای میدیدم یا چت میکردم خخخ..همش مواظب بودم کسی نیاد.اصن اسم چت میومد خیلی قبیح بود🤓الانم فروشگاه دارم خیلی نت بده . باید هی فیلم زیاد دان کنم ولی نتمون نمیکشه چون نت معمولی و سرعت کم و حجمی خریدیم😅
    مشتری هام خیلی غیر منطقی ان فک میکنن اداره پست پنج شنبه جمعه بازه من بدم و هر موقع سفارش بدن فرداش میاد😐.اداره پست هم خیلی بی نظم و شلوغه همش اطلاعاتو غلط غلوط میزنه خیلی ام با خونمون فاصله داره.پاکت حبابدار اندازه خوب هم نداره نمیده انتظار داره سی دیو بزارم تو پاکتa3 😐
    پرینتر هم نداریم فاکتور چاپ کنم 😐 پول عمده خریدن وسایلم ندارم.
    البتهههه جنبه مثبتش اینه.کامپیوترمون خیلی عالیه.سرعت نت۲۰۰کیلو بایت که خوبه…خانواده حمایت میکنن و تن سالم و عقل سالم
    با همه اون ندار ها که گفتم نمیتونم سایتمو ول کنم عاشقشم .مشتری هارم تحمل میکنم و باهاشون راه میام😐
    منتظر بقیه داستانتون هستم.بهم انگیزه میده
    راستی اون ترفند کپی کردن تو کلیپ بورد خیلی هوشمندانس خخخ من تو همه جا انجامش میدم

    • احمد شمسی

      سلام خانم فائزه گرامی.
      اینارو گفتی تازه منم یادم اومد، یادش بخیر ۳۰ ثانیه فقط منتظر می‌موندم تا کانکت بشم. گاهی وقتا ۳۰ ثانیه می‌شد ولی کانکت نمی‌شد! بعد چهار – پنج بار دیگه تکرار می‌کردم تا کانکت بشم. 😎
      یاهو مسنجر رو تازه یادم اومد، اون چقدر گرفتاری داشت تا کانکت بشه! خیلی طول می‌کشید، یادمه بعدها یک نسخه جدید از یاهو مسنجر اومد که خیلی سریع بود و با همون اینترنت ذغالی هم فورا کانکت می‌شد.
      یه بار مادربزرگم به خاطر صدای کانکت شدن مودم، من رو با جارو دنبال کرده بود چون نصف شب همه رو از خواب بیدار کرده بودم. 🙂
      در مورد اینترنت فعلی‌ای که استفاده می‌کنی، نگران نباش بعدا درآمدت خوب می‌شه و اینترنت با حداکثر سرعت تهیه می‌کنی که هیچ مشکلی نداشته باشه.
      به زودی ادامه داستان‌هام رو هم منتشر می‌کنم و خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفته و ممنونم که نظراتت رو ثبت می‌کنی.
      یکی از بزرگترین موهبت‌های زندگی شما اینه که از حمایت خانواده برخوردار هستی. اما من یکی از مشکلات بزرگم این بود که اصلا حمایت خانواده رو در این زمینه نداشتم و کاملا مخالف بودن.
      آفرین به شما. بله، تن سالم و عقل سالم داری و باید به خاطرش شکرگزار باشی و اینها هم موهبت هستن. من هم خانواده‌ام رو خیلی دوست داشتم و بابت‌شون شکرگزار بودم و خواهم بود.
      در مورد فروشگاه اینترنتی و مشتریانت هم بهت می‌گم باید چیکار کنی، خیلی راحت می‌تونی باهاشون کنار بیای و رضایتشون رو جلب کنی.
      ان شاء الله تا فردا ایمیلی که قرار بود، رو برات ارسال می‌کنم و در اون ایمیل بهت توضیح می‌دم که باید چیکار کنی.

  3. اسم دیال آپ میاد خاطرات زنده میشه 😄
    چقدر از دستش حرص خوردیم ! بدتر اینکه کاری هم نمیشد کرد ! معمولا هم باید آخر شب کانکت میشدی که تلفن مشغول نباشه.
    اما با این حال وقتی با اون صدای نازنینش وصل میشد خیلی لذت داشت ☺️
    واقعا برای کسی که میخواست با اون شرایط از راه اینترنتی کسب درآمد کنه کار خیلی سخت و عذاب آور بوده!
    چیزی جز علاقه بیش از اندازه به کاری که میکنی نمیتونه باعث تحمل این حجم از سختی بشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
می‌تونی این کتاب رو بصورت رایگان دانلود کنی و بخونی و یاد بگیری که از دانش و مهارت‌های خودت درآمد بسازی.
ایمیل شما نزد ما امانته و در اختیار کسی قرار نمی‌گیره
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد