خانه / مقالات / کارآفرینی و استارت‌آپ / داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۳

داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۳

برای مطالعه بخش‌ قبلی « اینجا » کلیک کنین.

۲. موبایل‌

موبایل‌ها تازه در دست تعداد کمی از مردم قرار گرفته بود و اکثر مردم دارای موبایل نبودن.

همون موبایل‌های کمی که وجود داشت فقط قابلیت این رو داشتن که با اونها پیامک ارسال کنی و تماس بگیری و چیزی به نام صفحه نمایش بزرگ و رنگی و قابلیت اتصال به اینترنت پرسرعت و … در اونها وجود نداشت و با موبایل‌های فوق‌پیشرفته امروزی از زمین تا آسمان فرق داشتن.

موبایل های قدیمی

بنابراین تنها روش‌ها برای مدیریت سایت این بود که از لپ تاپ یا کامپیوتر استفاده کنم. البته همین حالا هم این روش رو خیلی بیشتر می‌پسندم ولی به هر جهت، حالا امکان مدیریت سایت با تبلت و موبایل هم وجود داره.

اکثرا فکرش رو هم نمی‌کردن که روزی موبایل‌هایی بیاد با صفحات لمسی که بشه با اونها در هر جایی به اینترنت 4G و بالاتر متصل شد و این اتصال بدون هیچ سر و صدایی انجام بشه و در عرض کمتر از یک ثانیه اتفاق بیوفته.

ضمن اینکه قبل از زمانِ این داستان و این فروشگاه اینترنتی، در دوره نوجوانی و مقطع راهنمایی، همین موبایل‌ها هم نبودن و با تلفن کار می‌کردم.

۳. عدم وجود درگاه‌های پرداخت آنلاین و ATMها (خودپرداز‌ها)

اون زمان هنوز چیزی به نام درگاه پرداخت آنلاین وجود نداشت، ATM‌ها و کارت‌های عابر بانک هم نبودن.

خودپرداز

اگر کسی می‌خواست محصولاتم رو سفارش بده، باید در سرما و گرما و ترافیک و … می‌رفت در صف بانک می‌موند و به حساب بانکی‌ام پول واریز می‌کرد! (این تنها راه موجود در اوایل کارم در اون زمان بود)

همین موضوع باعث می‌شد که خیلی‌ها که دوست داشتن سفارش بدن، به دلیل این محدودیت و این همه زمانی که باید برای واریز وجه صرف می‌کردن و این فرآیند پیچیده و زمان بر خرید، از خرید منصرف بشن.

۴. محدودیت‌ها و مشکلات وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های اختصاصی

پس از مدتی دیدم که فروش خیلی ناچیزی دارم. گمان کردم که شاید مشکل از وبلاگ باشه (بنابراین وبلاگ رو رها کردم) رفتم به سمت راه‌اندازی سایت و چند سایت اختصاصی با دانش برنامه‌نویسی‌ای که داشتم طراحی کردم.

اما اینها هم کارم رو راه ننداختن و من به دنبال چیز بهتری بودم.

حقیقتش این بود که من هرچقدر هم اگر برنامه‌نویس و طراحِ خبره و بی‌نظیری بودم، باز هم بهتر بود که از سیستم‌های آماده استفاده کنم. سیستم‌هایی که توسط تیم‌های صدها و هزاران نفری و در کلاس جهانی به وجود اومده و در حال توسعه مداوم بودن.

ضمن اینکه اگر تمرکز خودم رو بر روی طراحی اختصاصی و توسعه سیستم اختصاصی خودم قرار می‌دادم، فرصتی برای بازاریابی، خدمات مشتری و به‌روز‌رسانی سایت برای من باقی نمی‌موند، بنابراین حتی اگر سیستم اختصاصیِ من از اون سیستم‌های جهانی هم بهتر می‌شد، روش هوشمندانه و آسان‌تر و بهتر این بود که از سیستم‌های آماده استفاده کنم و ذهنم رو از اون نظر کاملا آزاد نگه دارم و خودم کارهای مهم دیگری رو انجام بدم.

البته به خاطر اینکه با زبان‌های برنامه‌نویسی به خوبی آشنایی داشتم و ساختار سیستم‌ها رو به طور کامل درک می‌کردم، همین باعث می‌شد که بتونم تغییراتی ایجاد کنم و شخصی‌سازی‌های دلخواهم رو انجام بدم.

شاید دقیقا نمی‌دونستم مشکل کارم کجاست و شاید عجله داشتم، شاید با بازار وسیع و مشتریان زیادی هم روبرو نبودم، شاید اکثر مردم آماده خرید آنلاین CD نبودن، شاید بسترها فراهم نبود و … (شاید همه اینها درست بودن)

لطفا به این نکته دقت کنین که بعدها که کارم پیشرفت کرد و زمان بیشتری گذشت، در سایتم DVD و Blu-ray هم عرضه می‌کردم، در این داستان همش از CD گفتم چون در اون زمان هنوز DVD نیومده بود.

شاید هم DVD اومده بود، اما اوایلش کم و گران بود و هنوز استفاده از اونها، رایج نشده بود.

بعد از سیستم اختصاصی خودم، برای مدتی از سیستم‌های فروشگاه‌ساز‌ ایرانی استفاده کردم (که اکثر اونها همون فروشگاه‌ساز های خارجی بودن که چند قالب خیلی ناکارآمد و پر از مشکل به اونها اضافه شده بود و با تغییر نام و ظاهر و قیمت بسیار بالاتر و امکانات بسیار کمتر و محدودیت‌های بسیار بیشتر به فروش می‌رسیدن!)

کلی از پول‌های من در اون زمان که اونها رو با کارهایی که قبلا انجام داده بودم پس انداز کرده بودم، به خاطر اون سیستم‌های بی‌ارزش، بر باد رفت.

مثلا فقط برای خرید یکی از این فروشگاه ساز ها، با لایسنس ۱ ساله و کلی محدودیت، حدود پانصد هزار تومان تا یک میلیون تومان در اون زمان که قیمت خودرو ۲۰۶ ، ۱۵ میلیون تومان بود، پرداخت کرده بودم!

البته پس از چند بار تغییر این سیستم‌ها و کلی هزینه کردن، نهایتا دو تا از این سیستم‌های ایرانی که استفاده کردم، خوب از آب در اومدن اما باز هم اون چیزی که نیاز داشتم نشدن و پس از یه مدت باز تصمیم به تغییر گرفتم.

البته حالا می‌تونم بگم که همون هزینه‌ها هم هزینه محسوب نمی‌شدن، اونها هم سرمایه گذاری بودن.

سرمایه‌گذاری برای اینکه بفهمم چه کارهایی جواب نمی‌ده، چه راه‌هایی خوب نیست، سرمایه‌گذاری برای شناخت بهتر، سرمایه‌گذاری برای اینکه بدونم و آگاه باشم که روش‌ها و کارهای غلط چیه و از اون از اونها اجتناب کنم و کارهای درست رو انجام بدم و روش‌های درست و غلط رو به خوبی از هم تشخیص بدم.

از تلاش دست نکشیدم و دوباره خودم دست به کار شدم تا فروشگاه اینترنتی خودم رو بسازم چون من از محدودیت متنفر بودم و به دنبال سیستمی بودم که هیچ محدودیتی نداشته باشه. (چه اختصاصی و چه غیراختصاصی)

وقتی بارها گفتم که پرداخت پول برای یادگیری به هیچ وجه هزینه محسوب نمی‌شه یعنی دقیقا همین.

اگر شما برای آموزش دیدن پول پرداخت کنین، به هیچ وجه هزینه نمی‌کنین (هرچقدر که باشه) بلکه سرمایه‌گذاری می‌کنین و هزاران برابر به شما بر می‌گرده، شما پول پرداخت می‌کنین تا مانند من این همه انرژی صرف نکنین، زمان صرف نکنین، ضرر نکنین، شکست نخورین، سریعتر نتیجه بگیرین و …

شما پول خیلی کمی پرداخت می‌کنین و در برابر اون، یک عمر تجربیات و تحقیقات و مطالعات یک شخص رو به راحتی بدست میارین.

مثلا همین حالا قیمت همه محصولات این سایت تا این تاریخ یعنی ۲۴ مرداد ۹۶ هست ۵۶۰ هزار تومان، این واقعا کم و ناچیزه و کمی هم خنده داره.

من فقط برای خرید یک فروشگاه ساز بدرد نخور، حدود پانصد هزار تومان تا یک میلیون تومان در اون زمان، پرداخت کرده بودم.

این رو گفتم که بدونین موفقیت بها داره، برای موفق شدن باید بهاش رو بپردازین، حتی بهای اشتباهات!

به همین خاطر هست که وقتی تعدادی از کاربران عزیز که هنوز خریدی انجام ندادن، به من می‌گن که قیمت محصولات شما گرونه و … من در جواب به اونها می‌گم که نه تنها گرون نیستن، بلکه خیلی ارزونن. بارها پیش اومده که از خودم پرسیدم که چرا دارم محصولاتِ به این با ارزشی رو انقدر ارزان می‌فروشم؟

محصولاتی که مطمئنم نتایج شگفت‌انگیزی ایجاد می‌کنن و راهکارهای موجود در اونها، جواب خودشون رو سالها برای خودم و هم برای دیگران پس دادن.

قیمت محصولات باید خیلی بیشتر از اینها باشه چون ارزش بسیار زیادی ارائه می‌کنن.

اگر شما هم بخواین با روش‌های من در اون زمان‌ها پیش برین، باید تقریبا یک دهه از عمر و زندگی خودتون رو صرف کنین و کلی هزینه کنین، آخرش هم معلوم نیست که چه نتیجه‌ای بگیرین.

بنابراین اگر هم، هر بار قیمت محصولات رو افزایش بدم، اصلا اونها رو گران نکردم و شما هم اونها رو گران خرید نمی‌کنین. بلکه با افزایش قیمت، فقط اونها رو به ارزش واقعی‌شون و قیمت واقعی‌ای که باید ارائه بشن، کمی نزدیک‌تر کردم.

بارها مشتریان همین سایت، پس از خرید و استفاده از محصولات، به من پیام دادن که آقای شمسی، چرا قیمت محصولات رو انقدر ارزان قرار دادی؟ اینطوری خیلی‌ها فکر می‌کنن که حتما ارزش نداره که انقدر ارزان هست! بعد از مشاهده و استفاده از محصولات گفتن که ارزش محصولات بسیار بیشتر هست.

بارها به من گفتن که آقای شمسی شما چرا برای مشاوره‌هایی که در حال حاضر به صورت رایگان ارائه می‌کنی پول دریافت نمی‌کنی؟ (خودِ اون عزیزانی که مشاوره رایگان دریافت کردن این رو گفتن!)

بارها شده که به بنده گفتن، بسیاری از افراد و مدیران سایت‌های دیگر، برای یک زمان مثلا نیم تا یک ساعت، از صد هزار تومان تا چند میلیون تومان دریافت می‌کنن و مشاوره‌‌هاشون هم به اندازه مشاوره‌‌های شما کیفیت نداره.

بارها پیش اومده که پس از ارائه مشاوره، بدون اینکه پولی طلب کنم و حرفی درباره پول زده باشم، خود اون اشخاص شماره حسابم رو از صفحه تماس برداشتن و بدون اطلاع به بنده به حسابم پول واریز کردن.

پس اگر روزی بشه که کلا مشاوره‌های رایگان رو حذف کنم و همچنین برای تک تک خدماتی که ارائه می‌کنم پول دریافت کنم، هیچ کار بدی انجام ندادم و حقیقتا هم باید همینطور باشه و این کار هم قطعا به نفع مشتریان و دوستان عزیزم مانند شما تمام خواهد شد و باعث افزایش کیفیت و ارائه خدماتِ باز هم بهتر می‌شه و باعث می‌شه که بیشتر ارزشش رو بدونین، جدی‌تر بگیرین و نتایج بهتری هم بگیرین.

مثلا فقط درباره طراحی سایت، من ده‌ها سیستم آماده ایرانی و خارجی رو مورد بررسی قرار دادم (با هزینه و وقت و انرژی زیاد)، همچنین خودم با دانش برنامه‌نویسی‌ام سیستم‌ها و سایت‌هایی رو طراحی کردم و در مجموع صدها روش رو امتحان کردم و نهایتا به بهترین و ساده‌ترین روش رسیدم و حالا پس از بیش از ده سال تلاش، هزینه کردن، تجربه کردن و شکست و موفقت و مطالعه و تحقیق، محصول آموزش طراحی سایت بدون کدنویسی رو آماده کردم و در این سایت برای فروش قرار دادم.

تا شما هم مانند من اون همه تلاش نکنین، هزینه نکنین، عذاب نکشین، شکست نخورین، تحقیق و مطالعه نکنین و به راحتی با پرداخت یک هزینه کم و قرار دادن نهایتا چند ساعت زمان، سایت‌تون رو طراحی کنین و کارِتون رو آغاز کنین. (این فقط یک مثال بود برای یکی از محصولات این سایت) هر محصولی که در این سایت عرضه شده پشتش داستان‌های فراوانی وجود داشته، هر خدمتی که ارائه شده پشتش حکایت‌های فراوانی بوده، هر تغییری که ایجاد شده دلیلی داشته و هر محتوای رایگانی که ارائه شده پشتش سالها تلاش و تحقیق و مطالعه و هزینه و شب‌بیداری بوده.

بارها اونقدر با کامپیوتر کار کردم و بی‌خوابی کشیدم که پشت کامپیوتر از حال رفتم و به ناچار در کنار صندلی کامپیوترم دراز کشیدم یا بدون اراده افتادم و به خواب رفتم.

بارها دچار ضعف شدید و موقت بینایی در اثر کارِ مداوم با کامپیوتر شدم و بسیاری موارد دیگر.

همیشه همه جا گفته می‌شه که زحمت کِش و حلال خور، یعنی رفتگر، یعنی کارگر، یعنی کشاورز. (من بارها داستان زندگی‌ام رو تعریف کردم که من هم سالها کارگری و کشاورزی کردم و در فقر بزرگ شدم)

اما هیچ جایی هرگز گفته نشده که هر کاری برای خودش زحمت داره و پایین و بالاهای خودش رو داره.

اونقدر شب‌ها و روزهایی رو بدون یک ریال پول و با شرایط دشوار، با کامپیوتر کار کردم که چیزی یاد بگیرم، که درآمدی کسب کنم و … که هرچقدر درباره‌اش بگم، کم گفتم.

همون کامپیوتر هم یک کامپیوتر پیشرفته نبود و از اول هم اون رو نداشتم، از یه جایی به بعد وارد زندگی‌ام شد و تا دوره راهنمایی، به دلیل محدودیت‌ها و مشکلات زیادی که در خانواده‌ام وجود داشت، فقط هفته‌ای چند روز و در هر کدام از اون روزها، چند ساعت می‌تونستم با کامپیوتر کار کنم، اون هم با کلی کتک خوردن و حرف خوردن و …

از بزرگترین دردهای من این بود که عاشق کامپیوتر بودم، ولی نمی‌تونستم باهاش به اندازه کافی کار کنم.

بعد از دوره راهنمایی همه مشکلات حل نشد، اما محدودیت من برای کار با کامپیوتر هر روز کمتر می‌شد و می‌تونستم ساعات بیشتری رو با کامپیوتر کار کنم، اما مشکلاتی که حالم رو خراب می‌کرد، همچنان ادامه داشت، ولی رفته رفته همه چیز بهتر می‌شد.

بعدها که با درآمدهای خودم، چندین کامپیوتر پیشرفته و حرفه‌ای برای خودم خرید کردم.

تصور نکنین که فقط در زندگی‌ام بدی و سیاهی وجود داشت، نه اصلا اینطور نبود. بسیاری از لحظات شاد و زیبا و عالی هم در زندگی‌ام وجود داشت.

وقتی ۴ ساله بودم مادرم رو از دست دادم، هرگز تولدی برایم گرفته نشد، اما پدری سالم، ورزشکار، قدرتمند و حلال‌خور داشتم که بینهایت دوستش داشتم، یک مادربزرگ داشتم، عقل سالم داشتم، سقفی بالای سرم بود (هرچند که محقر و فقیرانه بود) غذایی برای خوردن داشتم و …

در اون زمان شرایط زندگی‌ام فوق العاده پیچیده، سخت و چالش بر انگیز بود و محدودیت‌های مالی و مشکلات زیادی داشتم، اما با همون شرایط هم تمام توانم رو قرار دادم و تمام تلاشم رو انجام دادم، شبانه روز کار کردم و از خیلی از جوانی کردن‌هایم زدم و از خیلی از موارد گذشتم، ولی پشیمان نیستم و امروز با آرامش کامل دارم اینها رو در اختیار شما قرار می‌دم و حالا می‌خندم به گذشته و خوشحالم که لطف خدا شامل حالم شده و چندین ساله که در کارم موفق هستم و همیشه ازش لذت می‌بردم و می‌برم و بابت همه اون گذشته‌ها و خانواده‌ام و زمان حال و همچنین آینده‌ای که قرار هست بیاد، از خداوند یکتا سپاسگزارم.

همون موقع و در همون شرایط هم هرگز احساس بدی از کارم نداشتم و همیشه بی‌نهایت لذت می‌بردم، هیچ‌وقت از روی اجبار کار نکردم، فقط و فقط از روی عشق و احساس بود و همیشه امیدوار بودم و خوشبین و به خاطر این خوشبینی زیاد، در اکثر اوقات و در نهایت نتیجه مثبتی گرفتم.

خب از بحث اصلی خیلی خارج شدم و می‌رم سراغ ادامه داستان:

همون موقع بود که با سیستم فروشگاه‌ساز قدرتمند و عالیِ osCommerce آشنا شدم و یک فروشگاه اینترنتی به صورت وب‌سایت با این سیستم ساختم ولی باز هم در این زمینه شکست خوردم و دوباره کارم موقتا متوقف شد.

از چند مدت قبل با سیستم وردپرس و چند سایت ساز دیگر هم آشنا شده بودم اما این سیستم‌ها در اون زمان انقدر ضعیف و ابتدایی بودن که حتی همون سیستم‌های وبلاگ‌دهی ایرانی رو نسبت به اونها ترجیح می‌دادم!

اما حالا وردپرس تبدیل به پرطرفدارترین، پیشرفته‌ترین و پراستفاده‌ترین سیستم مدیریت محتوای دنیا شده.

پس از اون با CubeCart آشنا شدم و همچنین فهمیده بودم که مشکلِ کم بودن سفارشاتم، فقط از سایتم نبود بلکه از موارد مهم دیگری هم بود، پس تصمیم گرفتم با همین سیستم تا رسیدن به نتیجه، به کار خودم ادامه بدم.

کمی بعد بلاخره به موفقیت‌هایی در این زمینه رسیدم و اولین سفارشات رو از فروشگاه آنلاین CD خودم که با همون سیستم CubeCart طراحی و راه اندازی شده بود، دریافت کردم که در پاراگراف دومِ قسمت بعدی این سری مقالات، که به زودی منتشر می‌شه، توضیح می‌دم.

نکته‌ای رو هم درباره CubeCart اضافه می‌کنم، این سیستم شروع خوب و قدرتمندی داشت، اما بعدها خیلی از سیستم‌های دیگر عقب موند. من هم برای مدت کوتاهی از اون استفاده کرده بودم و سیستم ساده و خوبی بود.

امیدوارم که پسندیده باشین، منتظر نظرات خوب و ارزشمند شما هستم.

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت:

تصویر شاخص این مطلب توسط خودم و دوربین موبایلم از شالیزارها، در ارتفاع ۵۰۰ متری از سطح دریا گرفته شده.

برای مشاهده تصویر اینجا کلیک کنین.

تصاویر دیگر رو از سایت‌های www.kagroupinc.com و theconversation.com برداشتم.

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی

بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم.
سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۲ نظر

  1. من هم تقریباً شرایطی مثل شما را تجربه کردم، البته به اون موفقیت هایی که شما رسیدید نرسیدم هنوز تو مرحله سختی کشیدن هستم و این مرحله را رد نکردم!!!
    ولی امیدوارم یه روزی برسه که من هم بتونم مثل شما که از تجربیات و موفقیت هایتان را با دیگران به اشتراک میذارید من هم انجام بدم و به این مرحله برسم…
    من همیشه مشتاق یادگیری از شما هستم و ممنون از اینکه هستید….

    • احمد شمسی

      سلام آقا بهروز عزیز، متشکرم از توجه و نظر شما.
      اون مواردی که تاکنون بیان کردم، فقط بخش کوچکی از زندگی‌ام بود و خیلی از فراز و نشیب‌های دیگر هم بوده که برخی از اونها قابل گفتن هست و برخی هم قابل گفتن نیست یا فعلا دوست ندارم درباره اونها صحبت کنم!
      هدفم این بوده که این پیام رو برای دوستان عزیزی مانند شما داشته باشم که اگر الان در شرایط خوبی نیستین، همین‌ها یک انگیزه بزرگ و یک سکوی پرتاب هست برای رسیدن موفقیت و زندگی و کسب و کار و درآمد بهتر.
      من هم از صفر شروع کردم و پولی نداشتم، حمایت دولت و وامی هم نبود، خانواده با کارم مخالف بودن، کلی هم مشکلات در زندگی‌ام وجود داشت، بسترهای کسب و کارهای آنلاین هم اصلا مناسب نبود و … که در این مقاله و مقالات قبلی توضیح دادم و در مقالات بعدی هم دوباره توضیح می‌دم.
      شما هم می‌تونین موفق بشین در صورت که ناشکری نکنین، به خدا توکل کنین، جدی بگیرین و بهای موفقیت رو بپردازین، هزینه کنین، تلاش کنین، صبر کنین، امیدوار باشین، نا‌امید نشین و از شکست نترسین.
      ان شاء الله که آینده درخشانی داشته باشی و همیشه موفق و سلامت باشی، خوشحالم که تجربیاتم به کارِ شما اومد و از دید شما ارزشمند هستن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
می‌تونی این کتاب رو بصورت رایگان دانلود کنی و بخونی و یاد بگیری که از دانش و مهارت‌های خودت درآمد بسازی.
ایمیل شما نزد ما امانته و در اختیار کسی قرار نمی‌گیره
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد