خانه / مقالات / کارآفرینی و استارت آپ / داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۵

داستان ها و درسی که تونست زندگی ام رو تغییر بده – قسمت ۶ – بخش ۵

برای مطالعه بخش‌ قبلی « اینجا » کلیک کنین.

افرادی که قدر زحمات رو تلاش‌ها رو می‌دونستن

برخی افراد هم اونقدر رفتار خوبی داشتن که هنوزم بعد از ۱۰ سال نام یکی از اونها رو به خاطر دارم. فکر کنم تا آخر عمر نام این یک شخص رو به خاطر نگه دارم. همچنین نامه‌ی اون شخص که برای من ارسال کرده بود رو به عنوان یادگاری نگه داشتم که تصاویرش رو در زیر برای شما قرار می‌دم (این تصاویر مربوط هستن به حدود ۹ سال پیش!)

دو تصویر زیر از نامه‌ای هست که ایشون برای من پس از دریافت سفارش‌شون پست کرده بودن.

تصویر زیر، یکی از همون برگه‌هایی هست که در بسته‌ها قرار می‌دادم که در قسمت قبلی درباره‌اش توضیح دادم.

بعد از اینکه وجه رو واریز کردن، از این برگه هم یک کپی تهیه کردن و به همراه فیش واریزی برای من ارسال کردن.

تصویر زیر، از فیش واریزی‌ای هست که اون مشتری‌‌ام کپی گرفته بود و برای من پست کرده بود.

تصویر زیر از برگه‌ای هست که روی اون با خط زیبای خودشون نوشته بودن و برای من پست کرده بودن.

در تصویر زیر، همه برگه‌های بالا رو کنار هم قرار دادم و یک عکس گروهی از اونها گرفتم.

این نامه مربوط به حدود ۹ سال پیش هست که اون رو نگه داشته بودم، تصاویر به تازگی گرفته شدن.

ایشون کارمند اداره تربیت‌بدنی تهران بودن، چون پاکتی که با اون نامه‌ی تشکر رو برای من ارسال کردن، مربوط بود به اداره تربیت بدنی تهران و آدرس هم از همونجا و محل کارِشون بود.

جالب اینجاست که این پاکت رو هم مانند همون کتاب کارآفرینی به صورت اتفاقی پیدا کردم و تصاویرش رو برای شما در زیر قرار می‌دم. (البته هیچ چیز به صورت اتفاقی نیست، پس به معنی عام منظورم هست)

وجود چنین افرادی بود که باعث می‌شد بدی‌ها رو نبینم و به خوبی‌ها تمرکز کنم و دلگرم بشم و به کارم ادامه بدم.

این مقاله رو هم بخونین: چگونه فروشگاه اینترنتی بسازیم؟

این شخص اصلا وظیفه نداشت که برای من نامه‌ای به جهت تشکر ارسال کنه، فقط وظیفه‌اش این بود که مبلغ رو واریز کنه و اطلاع بده، اما این کارِش نشانه بزرگواری اون بود و باعث دلگرمی من شد.

چرا برخی از افراد وجه سفارش رو هرگز پرداخت نکردن؟

من می‌ذارم به حساب اینکه چون هنوز اکثر مردم در اون زمان با اینترنت و خرید اینترنتی آشنایی نداشتن، تصور می‌کردن که پشت این کارها انسان و احساس و تلاش نبوده و همه اتوماتیک و مجانی انجام می‌شه! 😎

دقت کنین که در همون زمان‌ها هم کسب و کار های اینترنتی ای در ایران با درآمد بالا فعالیت می‌کردن، خود من هم برای شما در این قسمت تعریف کردم که با دوستم چند مدت قبل از این فروشگاه اینترنتی، یک کسب و کار اینترنتی با درآمد بالا ایجاد کرده بودیم. به غیر از اون بسیاری از موارد دیگر هم بود.

پس منظورم از آمادگی نداشتنِ مردم برای خرید اینترنتی، فقط برای اون فروشگاه اینترنتی CD ام بود. ضمن اینکه بسیاری از دلایل دیگر رو هم در این قسمت و قسمت‌های قبلی بیان کردم و کمی بعد، از فروش همین CDها میلیون‌ها تومان درآمد کسب کردم. پس آمادگی و شناخت نداشتن، «فقط» یکی از موارد مهم برای اون کسب و کار اینترنتی ام در اون زمان بود.

اگر کالایی مشکل داشت یا در حین جابه‌جایی آسیب می‌دید، من خودم با کمال میل بدون دریافت حتی یک ریال از اونها، مجددا برای‌شون سفارش رو ارسال می‌کردم، پس اصلا بحثِ نارضایتی اونها هم مطرح نبود.

با این موضوع کنار اومدم تا شرایط بهتر شد و زیرساخت‌ها هم تغییر کرد و فرهنگ خرید اینترنتی به لطف زحمات، پشتکار و از‌خودگذشتگی‌های زیادِ امثالِ مَنِ احمد شمسی که هرگز کَسی از اون خبر نداشت، ارتقا پیدا کرد.

یاد آیه ای از قرآن افتادم! خداوند در آیه ۷۹ سوره نساء، می‌فرمایند:

آیه: ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی: آنچه از نیکیها به تو می‌رسد، از طرف خداست و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم و گواهی خدا در این باره، کافی است!

ترجمه استاد الهی قمشه‌ای: هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست، و ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم، و تنها گواهی خدا کافی است.

پس من مسئول بودم! من مشکل داشتم! اعمال خودم مشکل داشت! افکار خودم مشکل داشت! رفتار خودم مشکل داشت و هیچ کَسی جز خودم مقصر نبود و فقط من باید خودم، افکار خودم و رفتار خودم رو اصلاح می‌کردم.

سرانجام چه کارهایی انجام دادم تا تحولی عظیم در کسب و کار اینترنتی ام به وجود اومد؟

دوباره به بررسی پرداختم و تصمیم گرفتم که این روش فروش رو قطع کنم، هرچند که درآمدم خوب شده بود.

در اوایل فروردین سال ۸۸ با سیستم‌های واسطه پستی آشنا شدم و در همون ابتدای سال با یکی از این سیستم‌ها، با همون درآمدهایی که قبلا کسب کرده بودم، قرارداد بستم و سرویس پرداخت در محل رو در سایتم پیاده‌سازی کردم و تحول شگرفی در فروشم ایجاد شد.

۵ ماه با یکی از این سیستم‌ها کار کردم و سفارشات زیادی رو در اون بازه زمانی ارسال کردم.

چون با کلی تجربه از سالهای گذشته از طراحی سایت، فروش، بازاریابی، خدمات مشتری و … دوباره همه چیز رو بنا کرده بودم و از ابتدای سال ۸۸ شروع دوباره و فوق‌العاده قدرتمندی داشتم، شروعی که با سال‌های قبل تفاوت چشمگیری داشت و انقلابی در کسب و کار اینترنتی ام به وجود اومده بود.

این مقاله رو هم بخونین: ۵ عامل فوق العاده مهم در افزایش فروش و سوددهی یک فروشگاه اینترنتی

از ابتدای این سال و در واقع از کمی قبل‌تر، صاحب یک حساب بانکی مستقل بودم، چون از اواخر سال ۸۷ به سن قانونی ۱۸ سالگی رسیده بودم و یک حساب بانکی مستقل برای خودم باز کرده بودم و این موضوع هم حس خوبی به من می‌داد، حس اینکه بزرگتر شدم و امتیازات بیشتری داشتم.

طی اون زمانی که گذشته بود و می‌گذشت، مردم هم کم‌کم داشتن بیشتر با خرید اینترنتی آشنا می‌شدن و همچنین بسترها هم بهتر و فراهم‌تر شده بود و من هم با تجربه‌تر شده بودم و فروشگاه اینترنتی‌ام کاملتر شده بود.

اما این سفارشاتی که تحت این سیستم ارسال کرده بودم هیچ فایده‌ای نداشتن و فقط برای من هزینه داشتن! چون شرکتی که باهاش قرارداد بسته بودم و همه وجوه سفارشات به حساب‌شون واریز می‌شد، با من تسویه حساب درستی انجام ندادن و فقط درصد کمی از مبلغ رو برای من واریز کردن، اون هم در چند قسط و با هزار ناز و ادا ! 😉 این ماجرا ضربه سنگینی در اون زمان به من وارد کرد و می‌تونم بگم تقریبا من رو ورشکست کرده بود.

در این خصوص این شرکت‌ها محصول آموزش کسب و کار اینترنتی از صفر تا صد بیشتر توضیح دادم.

دوباره شکست خورده بودم، البته نمی‌شه گفت شکست، چون اون شرکت کلاه‌برداری کرده بود. به هر جهت من اهل نا‌امید شدن و جا زدن نبودم و همچنین دیگه همه جزئیات کار رو می‌دونستم و کلی تجربه و مشتری ثابت داشتم و می‌دونستم که چطور بیشتر بفروشم و … تنها چیزی که باید اصلاح می‌کردم همون سیستم پرداخت در محل بود.

اون موقع که هنوز درگاه پرداخت آنلاین وجود نداشت، فهمیده بودم که با سیستم‌های واسطه پستی و پرداخت در محل می‌تونم فروشم رو افزایش بدم، چون با این سیستم خریداران هیچ پولی به صورت آنلاین پرداخت نمی‌کردن، من هم خیالم راحت بود که طرف حسابم شرکت واسطه پست هست، وقتی بسته به دست مشتریان می‌رسید، قبل از اینکه بسته رو از مامور اداره پست تحویل بگیرن، باید پولش رو تمام و کمال پرداخت می‌کردن.

البته اگر برگشت می‌زدن و از قبول سفارش خودداری می‌کردن، من ضرر می‌کردم و هزینه بسته‌بندی و پست و … بر عهده من بود، اما این برگشتی‌ها در مقابل فروش خوبی که داشتم بسیار ناچیز بودن، هرچند که این به معنی این نبود که کارِ افرادی که برگشت می‌زدن مشکلی نداشت بلکه شرعا و قانونا مشکل داشت، اما من اصلا پیگیر نمی‌شدم و ندید می‌گرفتم و اونها رو جزو هزینه‌های متفرقه کسب و کار اینترنتی خودم محسوب می‌کردم.

به هر جهت این موارد در صورتی درست بودن (بحث برگشتی‌ها) که شرکت واسطه پولم رو پرداخت می‌کرد، اما این کار رو خارج از قانون و قرارداد و شرع، انجام نداده بود.

منتظر بخش بعدی باشین که به زودی منتشر می‌شه، من هم منتظر دیدگاه‌های شما در پایین همین مطلب هستم.

در قسمت بعدی باز هم یک یادگاری دیگر از سال‌های دور رو به شما نشون می‌دم!

نویسنده: احمد شمسی

منبع: شمسی دات کو

پی‌نوشت:

تصویر شاخص این مطلب توسط خودم و دوربین عکاسی‌ام از بیجارها (شالیزارها) در ارتفاع حدود ۲۰۰ متری از سطح دریا گرفته شده.

برای مشاهده تصویر اینجا کلیک کنین.

شرح تصویر:

هنگامی که محصول به عمل میاد. برنج بین‌ها (افرادی که برنج رو درو می‌کنن) ساقه‌های برنج رو در کنار هم قرار می‌دن و به این عمل می‌گن مُشته کردن (مُشته به زبان محلی گیلانی یعنی به اندازه یک مشت، یعنی هر چند عدد ساقه رو در کنار هم به اندازه یک مُشت دست قرار می‌دن و می‌بندن و بر روی ساقه‌های بریده شده برنج قرار می‌دن)

بعد هر ۳۰ یا ۴۰ مُشته رو دوباره می‌بندن (با ساقه‌های برنج که به اون اصطلاحاً کُلوش گفته می‌شه یک طناب می‌سازن به نام وریس) هر ۳۰-۴۰ مُشته رو تبدیل می‌کنن به یک دَرز یا دسته و بعد از اونها کوه‌هایی درست می‌کنن.

این کوه‌هایی که از درزها تشکیل شدن رو با وانت نیسان، تیلر بیجارکاری و یا کامیون، به کارخانه‌های برنج‌کوبی می‌برن تا اونجا، اونها رو تبدیل کنن به همین برنج‌هایی که پُخت می‌کنیم و تبدیل به پلو می‌شن. (البته این فرآیند فقط برای بعد از به عمل اومدن محصول هست و قبل از اون خودش یک داستان طولانی داره)

این یکی از کارهایی بود که تا همین چند سال پیش گاهی انجام می‌دادم که کارِ مشکل و طاقت فرسایی هست، کار در مزارع برنج جزو سخت‌ترین کارهاست. گرمای شدید، تب شالیزار، زالوها، مارها، دردهای عضلانی، خارِش و سوزِش‌های شدید و … (هنگام کار در مزارع برنج امکان مواجه شدن با اینها وجود داره)

کمی درباره احمد شمسی

احمد شمسی
بنیانگذار و مدیر این وب‌سایت هستم، هر وقت در زندگی‌ام در هر زمینه‌ای تجربه جدیدی کسب می‌کردم و چیز جدیدی یاد می‌گرفتم دوست داشتم که اونها رو با دیگران به اشتراک بذارم و همیشه اشتیاق زیادی برای انجام این کار داشتم. سایت شمسی دات کو از نتیجه همون اشتیاق به وجود اومده، در حال حاضر از طریق این سایت تجربیات و دانش خودم در زمینه بازاریابی و کسب و کار اینترنتی، کسب درآمد از اینترنت و کارآفرینی رو در اختیار علاقمندان قرار می‌دم.

۴ نظر

  1. سلام
    شما علاوه بر سختکوشی و پیگیر بودن دل بسیار بزرگی هم دارید !😎
    اینکه اول محصول برای مشتری بفرستی بعد امیدوار باشی که هزینش رو برات واریز کنه روش خیلی عجیبیه !
    اما بنظر اگر همون برگه به صورت تایپ شده بود و در پایینش لوگوی سایت بود راحت تر قبول میکردن که این محصول رایگان نیس 😁
    آخرشم اضافه میکردید در صورت نپرداختن وجه تحت پیگرد قرار میگیرید !
    معمولا تهدید هم لازمه 😅
    زندگی بسیار جالبی داشتید
    منتظر ادامه این متن هستم 🌹

    • احمد شمسی

      سلام آقا امین عزیز، از دیدگاه خوب و دقت نظر شما متشکرم.
      بله کاملا درسته، البته بیشتر به صورت پرینت شده ارسال می‌کردم و فقط گاهی به این صورت بود.
      این یکی رو چون مشتری‌ام برام نامه ارسال کرده بود، به یادگار باقی موند و تصویرش رو قرار دادم و از برگه‌های پرینتی تصویری نداشتم.
      همینی که یادگار نگه داشتم هم دقیقا همونی شد که به صورت دستی و با خط بسیار زیبای خودم نوشته بودم!! 🙂
      ولی ایده پیگرد قانونی خیلی چیز خوبی بود که مطرح کردی و اون موقع به ذهنم نرسیده بود. اگر اون موقع‌ها بودی، به عنوان ایده‌پرداز استخدامت می‌کردم، البته اگر تمایل داشتی! 😎
      کاملا درسته، اگر در پایین همون برگه‌ها می‌نوشتم که اگر واریز نکنین پیگرد قانونی داره، خیلی موثر واقع می‌شد.
      یا اگر می‌نوشتم که تا تاریخ فلان فرصت دارین که وجه رو واریز کنین و زمانی رو تعیین می‌کردم خیلی بهتر بود.
      به هر حال در همین مطلب هم توضیح دادم که این روش رو پس از چند ماه کنار گذاشتم و خیلی هم روش خوبی نبود که جای این همه ایده‌پردازی و توسعه داشته باشه. 😉
      به هر جهت روش خلاقانه‌ای بود و باعث شد که کارم راه بیوفته و شتاب بگیره، هرچند که به نفع خیلی‌ها تمام شد و می‌شد کارهایی کرد که ضررهاش کمتر بشه و سوددهی بیشتری داشته باشه. قسمت بعدی به زودی منتشر می‌شه.

  2. با اون سنی که داشتید خیلی خلاقانه عمل می کردید. و به نظرم همین آزمون و خطاها در کارتون باعث شده که شما الان اینقدر خوب عمل کنید

    • احمد شمسی

      سلام آقا بهروز عزیز، ممنونم، بله همینطوره. البته اون زمان هیچ منبع خوبی برای یادگیری وجود نداشت، اما حالا وجود داره و همین باعث می‌شه که امروزه افراد نیاز به اون همه ریاضت و آزمون و خطا نداشته باشن و با استفاده از تجربه دیگران بتونن سریعتر، بهتر و آسانتر نتیجه بگیرن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کمتر از ۵ ثانیه رایگان دانلود کن
ایمیل شما نزد ما محفوظ هست و در اختیار هیچ کسی قرار نمی‌گیره
پیشنهاد کاملا رایگان برای شما
می‌تونی این کتاب رو بصورت رایگان دانلود کنی و بخونی و یاد بگیری که از دانش و مهارت‌های خودت درآمد بسازی.
ایمیل شما نزد ما امانته و در اختیار کسی قرار نمی‌گیره
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد
کمتر از 5 ثانیه رایگان دانلود کنید
ایمیل شما نزد ما محفوظ است و در اختیار هیچ کسی قرار نمیگیرد